كه خداوند اراده كند ، مىشود و هرچه را كه اراده نكند ، نمىشود .
ارادهى آمريه كه متعلق به طلب ايجاد مأمور به و عدم ايجاد منهى عنه است ، يعنى دوست دارد آنچه را كه واجب كرده است ، انجام داده شود .
إرادهى انشايى :
كه صيغهى إفعل و آنچه كه در معناى آن است ، براى آن وضع شده است .
إرادهى تشريعى :
ارادهاى است كه به افعال بندگان از حيث انجام و عدم انجام تعلق مىگيرد و مقصود از آن امر و نهى است .
إرادهى تكوينى :
ارادهاى است كه به تكوين و ايجاد اشيا تعلق مىگيرد .
إرادهى حقيقى :
يكى از اوصاف نفس است كه بر آن عارض مىشود و از اقسام ارادهى خارجى است .
إرادهى خارجى :
دو قسم است :
إرادهى حقيقى كه صفتى است قائم به نفس و سبب تحريك عضلات به سوى انجام افعال مطلوب است .
دوم : ارادهى انشاييه كه با صيغهى « إفعل » و غير آن ايجاد مىشود .
إرادهى ذهنى :
كه به آن ارادهى مصداقى ذهنى گفته مىشود و آن عبارت از توجه ذهن به سوى لفظ است .
إرادهى لفظ :
ارادهى معنى مؤكدتر از ارادهى لفظ است ؛ چونكه معنا ، مطلوب و لفظ وسيله است .
أرباب خصوص :
كسانى هستند كه معتقدند براى عموم صيغهى خاص نيست و صيغههايى كه براى عموم ذكر كردهاند ، براى خصوص وضع شدهاند و آن كمترين جمع است و جز با قرينه مقتضى عموم نيست . اين نظر ابن المنتاب مالكى و محمد بن شجاع بلخى حنفى است .
إرشاد :
تفاوتى در بين ارشاد و ندب نيست ، جز اينكه ندب براى پاداش اخروى و ارشاد براى يادآورى مصلحت دنيوى است .
اركان :
جمع ركن و آن اصل ، قوام و وجود هرچيزى است .
اركان حكم :
حاكم ، محكوم عليه ، محكوم فيه ، حكم .
أرش :
ديهى جراحات بدن و اعضاى آدمى است .