ادلهى شرعى :
مجموعهاى از ادلهى نقلى و اجتهادى هستند كه به سبب آنها به شناخت احكام شرعى دربارهى مسائل و حوادث رسيده مىشود .
ادلهى شرعى بر دو قسماند :
1 - متفق عليه : قرآن ، سنت ، اجماع ، قياس .
2 - مختلف فيها : قول صحابى ، عرف ، سد ذرايع ، مصالح مرسله ، استحسان شريعتهاى پيشين ، استصحاب ، استقراء .
اين ادله يا نقلى هستند يا عقلى .
نقلى : كتاب ، سنت ، اجماع ، عرف ، شريعتهاى پيشين ، قول صحابى .
عقلى : قياس ، مصالح مرسله ، استحسان ، سد ذريعه ، استصحاب .
إذ :
از حروف معانى و ظرف زمان گذشته است و گاهى بر مستقبل ، تعليل ، مفاجاة ، تأكيد و تحقيق دلالت مىكند .
إذا :
از حروف معانى ، ظرف زمان مستقبل و گاهى براى مفاجاة است .
اذا ، اذن با الف و تنوين در نزد بصريان و با نون بدون تنوين نزد كوفيان از حروف معانى و براى جواب و پاداش است .
إذن :
در لغت اعلامكردن است و در شرع فك حجر و آزادى تصرف براى كسى است كه ممنوع التصرف بوده است .
أدلة التخصيص :
هر دليلى كه بر تخصيص دلالت كند ، خواه به سبب يكى از ادات تخصيص باشد كه متصل به عام هستند خواه متن ديگرى كه به متن عام متصل نباشد .
اراده : صفتى است كه براى شخص زنده وضعيتى را ايجاد مىكند تا كارى از او صادر شود و در حقيقت هميشه به معدوم تعلق مىگيرد و صفتى است كه براى حصول و وجود كارى اختصاص مىيابد . گروهى آن را مترادف با مشيت مىدانند ، علم مقدم بر مشيت ، مشيت مقدم بر اراده است . لفظ خاص گاهى به وسيلهى اراده به معناى عموم منتقل مىشود و لفظ عام نيز گاهى به معناى خاص منتقل مىشود .
امر و نهى مستلزم طلب و ارادهى آمر هستند ، امر متضمن طلب مأمور به و اراده انجام آن است . اراده گاهى به تكليف اعم از امر و نهى تعلق مىگيرد و گاهى به مكلف به ، يعنى ايجاد و اعدام آن تعلق مىگيرد .
اراده در شريعت دو قسم است : ارادهى آفرينش تقديرى كه به همهى آنچه كه اراده شده تعلق مىگيرد ، يعنى هرچه را