ن
ناسخ :
باطلكننده حقيقى حكم شرع پس از ثبوت آنكه خداوند است .
خطاب متأخر كه حكم شرعى به سبب آن نسخ شده است .
نسخ :
برداشتن حكم شرعى با حكم شرعى ديگرى كه متأخر از اوست .
بيان پايان حكم شرعى .
نص :
لفظى كه تنها بر يك معنا دلالت مىكند . مانند زيد در جملهى رأيت زيدا و به سبب وضوح و روشنى احتمال تأويل در آن راه ندارد . مانند آيهى
فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ
( بقره / 196 ) ، كه اين آيه نص در موضوع است و احتمال تأويل ندارد . اما در نزد حنفيه ، نص : لفظى است كه وضوحش از ظاهر بيشتر است ، ولى احتمال تخصيص و تأويل دارد . عمل به نص واجب است و بهطور كلى بر هردليل نقلى از كتاب و سنت اطلاق مىشود .
قرافى گفته است ، داراى سه معناست :
آنچه كه قطعا بر معنايى دلالت كند ، مانند نامهاى اعداد . بر معنا بهطور قطع دلالت كند هرچند احتمال معناى ديگرى داشته باشد ، مانند صيغههاى جمع در عموم كه بهطور قطع بر اقل جمع دلالت مىكند . يا اينكه احتمال استغراق را مىدهد . آنچه كه بر معنايى دلالت كند ، هرگونه باشد .
نظر :
فكرى كه منجر به علم يا اعتقاد يا ظن شود .
نظم :
تأليف كلمات و جملهها به ترتيب معانى و دلالتهاى متناسب ، به حسب آنچه كه عقل اقتضا مىكند .
نقض :
يكى از قوادح علت است ، يعنى وجود علت بدون حكم و از آن به تخصيص وصف تعبير مىكنند ، مستدل ادعاى ثبوت حكمى را به سبب ثبوت علت مىكند . سپس علت يافت مىشود ، ولى حكمى وجود ندارد و اين موجب نقض و باطلكردن ادعاى مستدل است . مانند قول شافعى كه گفته است : كسى كه از اول شب نيت روزهى فردا را نياورد ، روزهاش باطل است . عارى بودن اول روزه را از نيت علت بطلان آن دانسته است ، حنفى مىگويد : اين دليل با روزهى سنت نقض مىشود ؛ چون بدون نيت در اول وقت درست است ،