تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤

مناسب اقناعى :

آن‌چه كه در آغاز ، ظن مناسب بودن آن مىرود ، ولى هرگاه به درستى بررسى شود آشكار مىشود كه مناسب نيست . برخى از اصوليان آن را مناسب موهوم مىنامند ، مانند مساوات در بين زن و مرد در ميراث .

مناسب حقيقى :

مناسبى است كه بحث و بررسى و پژوهش ثابت كرده است كه به سبب جلب مصلحت يا دفع مفسده ، مناسب تشريع حكم است . و به سه قسم ضرورى ، حاجى و تحسينى تقسيم مىشود .

مناسب غريب :

آن است كه عين وصف در عين حكم معتبر دانسته شده است و اعتبار آن به وسيله‌ى نص يا اجماع نيست ، بلكه حكم بر وفق آن مترتب مىشود . مانند ارث زنى كه در مرض الموت سه طلاق داده شده است ، شوهر به خاطر محروم‌كردن زن از ارث و ضرر زدن به او چنين كارى كرده است كه بر خلاف قصدش با او رفتار مىشود و با قياس بر قاتل مورث حكم به ارث او مىشود . چون مورث و مطلّق ، مرتكب كار حرامى براى رسيدن به هدف باطلى شده‌اند . جامع بين دو امر فرار از حكم شرعى است و در ترتيب حكم بر آن مصلحت است و آن نهى قاتل و مطلّق از عمل حرام است . ولى اصل شرعى معينى بر اعتبار آن وجود ندارد .

مناسب مرسل :

وصفى است كه دليل مشخصى بر اعتبار يا الغاى آن از سوى شارع وجود ندارد و مصلحت مرسله ناميده مىشود .

مناسب معتبر :

شارع آن را معتبر دانسته است و احكام جزيى را كه به آن منجر شوند ، وضع كرده است . برخى اصوليان آن را مصلحت معتبر ناميده‌اند . مانند همه‌ى احكام شرعى كه براى حفظ يكى از مقاصد شرعى پنج‌گانه وضع شده‌اند .

مناسب ملائم :

شارع آن را به عنوان علت براى حكم در مقيس عليه معتبر ندانسته است ، هرچند آن را علت براى حكمى از جنس همين حكم در متن ديگرى قرار داده است .

مناسبت :

ملايمت ، مشاكله و مقاربه . تعيين علت در اصل به محض آشكار شدن مناسبتى در خود اصل نه از طريق نص و غير آن ، مانند اسكار در
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 294 | جلال جلالى زاده