مناسب اقناعى :
آنچه كه در آغاز ، ظن مناسب بودن آن مىرود ، ولى هرگاه به درستى بررسى شود آشكار مىشود كه مناسب نيست . برخى از اصوليان آن را مناسب موهوم مىنامند ، مانند مساوات در بين زن و مرد در ميراث .
مناسب حقيقى :
مناسبى است كه بحث و بررسى و پژوهش ثابت كرده است كه به سبب جلب مصلحت يا دفع مفسده ، مناسب تشريع حكم است . و به سه قسم ضرورى ، حاجى و تحسينى تقسيم مىشود .
مناسب غريب :
آن است كه عين وصف در عين حكم معتبر دانسته شده است و اعتبار آن به وسيلهى نص يا اجماع نيست ، بلكه حكم بر وفق آن مترتب مىشود . مانند ارث زنى كه در مرض الموت سه طلاق داده شده است ، شوهر به خاطر محرومكردن زن از ارث و ضرر زدن به او چنين كارى كرده است كه بر خلاف قصدش با او رفتار مىشود و با قياس بر قاتل مورث حكم به ارث او مىشود . چون مورث و مطلّق ، مرتكب كار حرامى براى رسيدن به هدف باطلى شدهاند .
جامع بين دو امر فرار از حكم شرعى است و در ترتيب حكم بر آن مصلحت است و آن نهى قاتل و مطلّق از عمل حرام است . ولى اصل شرعى معينى بر اعتبار آن وجود ندارد .
مناسب مرسل :
وصفى است كه دليل مشخصى بر اعتبار يا الغاى آن از سوى شارع وجود ندارد و مصلحت مرسله ناميده مىشود .
مناسب معتبر :
شارع آن را معتبر دانسته است و احكام جزيى را كه به آن منجر شوند ، وضع كرده است .
برخى اصوليان آن را مصلحت معتبر ناميدهاند . مانند همهى احكام شرعى كه براى حفظ يكى از مقاصد شرعى پنجگانه وضع شدهاند .
مناسب ملائم :
شارع آن را به عنوان علت براى حكم در مقيس عليه معتبر ندانسته است ، هرچند آن را علت براى حكمى از جنس همين حكم در متن ديگرى قرار داده است .
مناسبت :
ملايمت ، مشاكله و مقاربه .
تعيين علت در اصل به محض آشكار شدن مناسبتى در خود اصل نه از طريق نص و غير آن ، مانند اسكار در