تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
از آن‌ها را به مكلف واگذار كرده باشد ، مانند كفاره‌ى سوگند ( مائده / 89 ) .

واجب مرتب :

شارع انجام فعلى را به ترتيب از مكلف خواسته باشد و مكلف جايز نيست مراتب بعدى را انجام دهد ، مگر اين‌كه از انجام مرتبه‌ى اولى ناتوان باشد . مانند كفاره‌ى سوگند ( مائده / 89 ) .

واجب مضيق :

كه معيار ناميده مىشود ، آن است كه وقت واجب از انجام آن بيشتر نباشد . مانند روزه و عبادت ديگرى از جنس آن در آن وقت انجام نشود .

واجب مطلق :

شارع انجام فعلى را از مكلف طلب كرده است ، ولى وقت معينى را براى آن تعيين نكرده است ، مانند كفاره‌ى سوگند .

واجب موسع :

آن است وقتى كه براى آن تعيين شده است ، بيشتر از زمان اداى آن باشد ، مانند نمازهاى پنج‌گانه .

واضح :

لفظى كه بر معناى مراد بدون توقف بر امر خارجى دلالت كند . شامل ظاهر ، نص ، محكم و مفسّر مىشود .

وجدانيات :

امورى كه با حواس باطنى درك مىشوند ، مانند احساس لذت .

وجوب :

امرى كه مترتب بر خطاب شارع مىشود و بر طلب فعل به‌طور قطع دلالت كند ، به گونه‌اى كه مكلف در انجام آن مستوجب پاداش و بر ترك آن مجازات شود . در نزد فقها ، مشغول شدن ذمه است .

وسائل :

راه‌هايى كه به مصالح و مفاسد منتهى مىشوند و حكم آن‌ها حكم مقاصد است ( توبه / 120 ) .

وصف :

علت جامع در بين اصل و فرع .

وصف ذاتى :

وصفى است كه عقل به مجرد اين‌كه موصوف در ذهنش خطور كند ، به آن حكم كند ، مانند احتلام .

وصف طردى :

وصفى است كه در تعلق حكم به آن مصلحت شرعى معتبرى حاصل نمىشود ، مانند بلندى ، كوتاهى ، سياهى و سفيدى .

وصف غريب :

آن‌چه كه دليلى از نص يا اجماع بر تأثير جنس وصف در جنس حكم دلالت كند ، مانند تأثير جنس مصالح از ضروريات و حاجيات و تحسينيات در جنس احكام از ايجاب ، ندب ، اباحه ، تحريم و كراهت .
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى ) — صفحة 300 | جلال جلالى زاده