منشأ انصراف
عوامل انصراف ذهن به مصداق معيّنى از مصاديق يك مفهوم منشأ انصراف ، عبارت است از منشأ انس ذهن به حصه معين از معنا .
منشأ انصراف دو چيز است :
1 . كثرت استعمال ؛ مانند : لفظ « حيوان » كه در نزد عرف بر اثر كثرت استعمال به غير انسان انصراف پيدا كرده است ، هرچند جنس انسان نيز حيوان مىباشد .
2 . غلبه وجود خارجى ؛ مانند : انصراف « ماء » به ماء فرات در نزد اهل كوفه .
نكته :
« شهيد صدر » منشأ سومى نيز بيان كرده است و آن ، انصراف ناشى از مناسبات عرفى و عقلايى است ، مانند :
انصراف « ماء مطهّر » به ماء طاهر نزد اهل شرع . « 1 »
صدر ، محمد باقر ، دروس فى علم الاصول ، ج 1 ، ص 239 .
مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 183 - 182 ) .
محمدى ، ابو الحسن ، مبانى استنباط حقوق اسلامى يا اصول فقه ، ص 129 .
مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص ( 206 - 205 ) .
نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 532 .
جزايرى ، محمد جعفر ، منتهى الدراية فى توضيح الكفاية ، ج 3 ، ص 729 .
شيرازى ، محمد ، الوصول الى كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 252 .
منشأ تعارض
ر . ك : اسباب تعارض
منشأ شبهه
ر . ك : منشأ شك
منشأ شك
اسباب عروض شك براى مكلّف منشأ شك ، به معناى سبب ايجادكننده شك در مكلف است . از آنجا كه مجراى اصول عملى ، شك در حكم واقعى است ، اين شك در شبهات حكمى ، يا ناشى از فقدان نص يا اجمال نص و يا تعارض دو نص مىباشد ، اما در شبهات موضوعى ، منشأ شبهه ، اشتباه در امور خارجى است .
اما شك ناشى از فقدان نص معتبر ، مانند اينكه در حكم استعمال دخانيات ، به جهت عدم وجود نص درباره آن ، شك شود .
و شك ناشى از اجمال نص ، مانند : شك در معناى آيه شريفه
فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ ؛
« با زنان خود در ايام حيض نزديكى نكنيد تا اينكه پاك شوند » ؛ « 1 * » دليل اجمال اين است كه « يطهرن » دو گونه قرائت شده است :
1 . با تشديد ( يطّهّرن ) ، كه با اين قرائت ، پاك شدن ، يعنى انقطاع خون حيض و انجام غسل حيض ؛
2 . بدون تشديد ( يطهرن ) ، كه در اين قرائت ، پاك شدن فقط به انقطاع خون حيض است و غسل در حصول آن دخالت ندارد .
اما شك ناشى از تعارض دو نص ، مانند اينكه يك روايت ، نماز جمعه را در زمان غيبت واجب ، و روايت ديگر آن را حرام مىداند .
شك ناشى از اشتباه در امور خارجى نيز ، مانند شك در حرمت مايع يكى از دو ليوان موجود ، به جهت اينكه شخص نمىداند كدام سركه و كدام شراب است .
طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 8 .
انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 1 ، ص 314 .
محمدى ، على ، شرح رسائل ، ج 2 ، ص 218 .
حيدرى ، على نقى ، اصول الاستنباط ، ص 209 و 224 .
منشأ يقين
اسباب حصول يقين براى مكلّف منشأ يقين ، به معناى اسباب و عللى است كه باعث ايجاد صفت يقين در انسان مىشود ، مانند اينكه براى اثبات حكمى ، از قرآن يا سنت و يا عقل كمك گرفته شود و نسبت به آن حكم يقين به وجود آيد .
در كتاب « آراؤنا فى اصول الفقه » آمده است :
« الجهة الرابعة : . . . و منشأ اليقين قد يكون هو العقل و قد يكون غيره من الكتاب او السنة او الرواية و السماع » . « 1 - »
نكته :
در اصول ، يكى از جاهايى كه درباره سرچشمه يقين بحث مىشود ، موضوع استصحاب است و اينكه منشأ يقين سابق در استصحاب ، گاهى عقل است و گاهى دليلى از كتاب يا سنت .
منشأ حكم
ر . ك : حاكم
[ منصب ]
منصب افتا
اختيار صدور فتوا و حكم شرعى براى مقلّدان منصب افتا ، از منصبها و شئونى است كه در اصل ، متعلق به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و ائمه معصومين عليهم السّلام بوده و پس از آنها براى مجتهد جامع شرايط فتوا بهطور عام جعل شده است و بر اساس اين منصب است كه رجوع مقلدان به مجتهد ، براى آگاهى از احكام شرعى لازم مىباشد .
نيز ر . ك : افتا .
بحر العلوم ، محمد ، الاجتهاد اصوله و احكامه ، ص 229 .
سبحانى تبريزى ، جعفر ، الرسائل الاربع قواعد اصولية و فقهية ، جزء 3 ، ص 9 .
هامش
( 1 ) . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 3 ، ص 432 .
( 1 * ) . بقرة ( 2 ) ، آيه 222 .
( 1 - ) . طباطبايى قمى ، تقى ، آراؤنا فى اصول الفقه ، ج 3 ، ص 8 .