إستحاضه :
خونى كه از فرج زن در غير از ايام حيض و زايمان خارج شود .
إستحاله :
داراى دو معنى است :
1 - عدم امكان وقوع 2 - تغيير ماهيت يا وصف بهگونهاى كه موجب تغيير حكم شود مانند تبديل مردار يا مدفوع به خاك ، اين حالت يكى از مطهرات است .
إستحباب :
درخواست انجام كارى بدون تأكيد . يكى از احكام تكليفى است ، ندب به معناى استحباب و مندوب به معناى مستحب است .
إبراهيم / 3 ، نحل / 107
إستحسان :
در لغت به معناى نيكو شمردن و نيكو دانستن است .
عدول در مسألهاى از حكم مشابه آن به حكم ديگرى به سبب دليل قوى كه مقتضى اين عدول است .
بر دو قسم است : قياسى ، ضرورى .
إستحقاق :
آشكار شدن حقى واجب بر ديگرى . شخصى ادعاى مالكيت مالى را كه در دست ديگرى است بنمايد و با دليل و بينه آن را ثابت نمايد .
اسباب إستحقاق ، ملكيت و ضرورت مىباشد .
آثار استحقاق : وجوب رد مستحق ، وجوب رد منافع آن ، حق استرداد ، منع از آنچه كه منجر به تباهى مستحق مىشود .
استحقاق المبيع :
آن است كه معلوم شود همه و يا قسمتى از مبيع از آن فروشنده نبوده است ، صاحب أصلى را مستحق مىگويند .
إستحكار :
إحكار و تحكير بر دادن زمين وقف خالى به شخص در مقابل مبلغى كه نزديك به قيمت آن است به نام أجرت معجله توافق مىشود ، اين حق به ارث برده مىشود .
إستخاره :
درخواست كمك خير از خدا براى انتخاب راه درست و نيك در كارى مشخص با دعاى مخصوص پس از نماز .
إستخلاف :
جايگزينكردن كسى در انجام كارى . جانشينى خدا در زمين ، جانشينى امام در نماز ،