ازدواج باطل :
ازدواجى است كه فاقد يكى از اركان ازدواج يا يكى از شرطهاى صحت ازدواج باشد .
إزار :
پيراهنى كه نيمهى پايين بدن و پايينتر از آن را مىپوشاند و آن ما بين ناف تا زانو است .
إسبال :
آويزانكردن و انداختن .
استخلاف :
جانشين قرار دادن ، اگر امام در اثناى نماز يا خطبه دچار حدث شود جايز است ديگرى را جانشين خود قرار دهد . نور / 55 ، أعراف / 129
إستئذان :
درخواست اجازه تصرف از كسى كه حق إباحه از آن اوست .
آن يا براى ورود به منزل است يا براى تصرف در حق غير است .
نور / 59 و 62
استئناف :
دوباره انجام دادن كارى ، در عبادت ، دعوى ، فتح .
استبدال :
جايگزينكردن مالى به جاى مالى ديگر در معاملات ، يا زنى به جاى زنى ديگر ، يا تبديل قيمت يا دين به چيزى ديگر .
نساء / 20 ، توبه / 39
استبراء :
1 - تلاشى كه پس از استنجاء براى پاككردن مجارى ادرار مىشود 2 - مدت زمانى كه زن به برائت و پاكى رحمش يقين پيدا مىكند . يونس / 41
إستتابه :
درخواست توبهكردن از كسى ، توبه يعنى ترك گناه و پشيمانى از انجام آن و تصميم بر عدم بازگشت به آن . طه / 82 ، تحريم / 8
إستتار :
خود را از ديد مردم پنهان نگاه داشتن .
إستتار در نماز ، در قضاى حاجت ، در هنگام غسل ، در ارتكاب گناه يعنى اگر مرتكب گناهى شد آن را آشكار نكند .
إستثمار :
درخواست بهرهبردارى از چيزى . يس / 35
إستجداء :
درخواست صدقات از مردم .
إستجرار :
خريدن كالاى مورد نياز از فروشنده به تدريج و پرداختن بهاى آن در آخر .
إستجمار :
پاككردن به وسيله سنگ .