إرتثاث :
استفاده شخص مجروح از بهرهمندىهاى زندگى مثل خوردن و نوشيدن .
إرتداد :
بازگشت از دين . مائده / 21 و 54 ، بقره / 217
إرتفاق :
در چند معنا به كار رفته است : حقى كه براى ملكى يا شخصى بر ملك ديگر ثابت شده باشد 2 - كسب منفعتى كه رنج و زحمت را بكاهد 3 - كسب منافعى كه به مستغلات تعلق دارد . مانند حق راه و آب . كهف / 29 و 31
إرث :
مالى كه پس از مرگ شخص به وارثان مىرسد .
اسباب ارث : 1 - قرابت نسبى 2 - نكاح 3 - ولاء
موانع ارث : 1 - بردگى 2 - قتل 3 - اختلاف دين 4 - اختلاف اقامتگاه در كشورهاى اسلامى و غيراسلامى .
نساء / 11 و 12 ، بقره / 233 ، فجر / 19 .
إرصاد :
تخصص دادن درآمد برخى از زمينهاى بيت المال از سوى امام براى برخى از مخارج مانند مساجد و درمانگاهها و . . .
أرش :
ضمانتى است كه در نقص عضو يا مانند آن واجب مىشود .
أرش ، به وسيله شارع و خبرگان و براساس تفاوت قيمت تعيين مىشود ، مابهالتفاوت قيمت صحيح و معيوب هرچيزى است ، مالى است كه در جنايت بر اندامهاى بدن واجب و به وسيله قاضى تعيين مىشود و ديه جراحت است . أرش اعم از عدل است .
أرمله :
زن بيوه .
أرض :
زمين ، الاراضى الأميريه ، ألارض البيضاء ، ألأرض السوداء ، أرض الحرب ، أرض الحوز ، الارض العارية ، الارض المتروكه .
عنكبوت / 63 ، الرحمن / 10
اركان كعبه :
ركن حجر الاسود ، عراقى ، شامى ، يمانى .
أزم :
إمساك
إسباغ :
كامل انجام دادن چيزى در وضو ، رساندن آب به اعضايى كه بايد شسته شوند . لقمان / 20
إرفاق :
حق استفاده از مكانى معين براى دادوستد .