تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
محصر مىگويند ، محصر براى آنكه از احرام درآيد بايد گوسفندى ذبح كند كه به اين عمل تحلل مىگويند ، بقره / 196

إحصان :

مجموعه‌اى از اوصافى كه بايد در انسان باشد تا مجازات سنگسار بر او واجب شود و يا تهمت‌زننده به او مجازات شود ، مثل همسر داشتن ، بلوغ ، عقل ، حريّت اسلام .

أحفاد :

جمع حفيد ، نوادگان . احكام پنجگانه تكليف : واجب ، حرام ، مندوب ، مكروه ، مباح . نحل / 72

إحياء الليل :

شب‌زنده‌دارى : « بر شما باد شب‌زنده‌دارى كه سنت شايستگان پيش از شماست . »

إحياء موات :

استفاده از زمينى كه باير است ، آبادكردن زمينى كه بىمالك و بدون استفاده است .
« ماءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها »
روم / 24

إخبار :

إعلام حق ، اعلام‌كردن حق ديگرى بر انسان .

إعتراف :

بودن حق انسان بر ديگرى . ادعاى وجود حق ديگرى بر خويش گواهى نيز ناميده مىشود . نساء / 128 ، غافر / 11

إختصاص :

استحقاق بهره‌مند بودن شخصى از مالى . تفاوت ميان ملك و اختصاص ، ملك به اعيان و منافع تعلق مىگيرد اما إختصاص به اعيان .

إختلاس :

گرفتن و ربودن علنى مال ديگرى بدون اجازه . و مجازات دزدى به آن تعلق نمىگيرد .

إخفاء :

پوشاندن و پنهان‌كردن . آل عمران / 29 ، ابراهيم / 38

اختيار :

مختار بودن در مقابل مجبور بودن ، ترجيح يكى از دو كار بر ديگرى . قصص / 68 ، أحزاب / 36

أداء :

انجام عمل واجب در زمانى كه براى آن تعيين شده است . بقره / 178

إخدام :

كسى را براى كارى به خدمت گرفتن است .

أدات :

وسيله و ابزارى كه براى انجام كارى استفاده مىشود .
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 95 | جلال جلالى زاده