محصر مىگويند ، محصر براى آنكه از احرام درآيد بايد گوسفندى ذبح كند كه به اين عمل تحلل مىگويند ، بقره / 196
إحصان :
مجموعهاى از اوصافى كه بايد در انسان باشد تا مجازات سنگسار بر او واجب شود و يا تهمتزننده به او مجازات شود ، مثل همسر داشتن ، بلوغ ، عقل ، حريّت اسلام .
أحفاد :
جمع حفيد ، نوادگان .
احكام پنجگانه تكليف : واجب ، حرام ، مندوب ، مكروه ، مباح . نحل / 72
إحياء الليل :
شبزندهدارى : « بر شما باد شبزندهدارى كه سنت شايستگان پيش از شماست . »
إحياء موات :
استفاده از زمينى كه باير است ، آبادكردن زمينى كه بىمالك و بدون استفاده است .
« ماءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها »
روم / 24
إخبار :
إعلام حق ، اعلامكردن حق ديگرى بر انسان .
إعتراف :
بودن حق انسان بر ديگرى . ادعاى وجود حق ديگرى بر خويش گواهى نيز ناميده مىشود . نساء / 128 ، غافر / 11
إختصاص :
استحقاق بهرهمند بودن شخصى از مالى . تفاوت ميان ملك و اختصاص ، ملك به اعيان و منافع تعلق مىگيرد اما إختصاص به اعيان .
إختلاس :
گرفتن و ربودن علنى مال ديگرى بدون اجازه . و مجازات دزدى به آن تعلق نمىگيرد .
إخفاء :
پوشاندن و پنهانكردن .
آل عمران / 29 ، ابراهيم / 38
اختيار :
مختار بودن در مقابل مجبور بودن ، ترجيح يكى از دو كار بر ديگرى . قصص / 68 ، أحزاب / 36
أداء :
انجام عمل واجب در زمانى كه براى آن تعيين شده است .
بقره / 178
إخدام :
كسى را براى كارى به خدمت گرفتن است .
أدات :
وسيله و ابزارى كه براى انجام كارى استفاده مىشود .