تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
حرم است حاجيان در ايام التشريق در آنجا اقامت مىكنند تا به آسانى رمى جمرات را انجام دهند و حيوانات قربانى و هدى را ذبح كنند . سبب ناميدن آن به خاطر ريختن خون قربانىهايى است كه در آنجا ريخته مىشود .

مناط :

علت ، چون حكم از لحاظ وجود و عدم به علت نيازمند و وابسته است .

مناقصه :

پايين آوردن قيمتها به قصد فروش كالا به كمترين قيمت .

منبوذ :

پرت شده : الطفل المنبوذ : بچه سرراهى ، المال المنبوذ ، الشخص المنبوذ .

منخنقه :

حيوانى كه در اثر خفه شدن مىميرد .

مندوب :

عبادتى كه نكوهشى در ترك آن نيست ولى انجامش بهتر از ترك آن است .

منطوق :

آنچه كه لفظ در محل نطق بر آن دلالت مىكند . اقسام : منطوقى كه تأويل‌بردار نيست و آن نص است و منطوقى كه تأويل‌بردار است و آن ظاهر است .

منعه :

سپاهيان چون كشور را از دستبرد دشمنان منع مىكنند .

منعقده :

سوگند بر كارى كه در آينده انجام مىدهد يا نمىدهد و شكستن آن موجب كفاره مىشود .

منفعه :

خيرى كه ملازم أعيان است چه موافق با خواسته نفس باشد يا نباشد مانند منفعت خانه .

منقطع :

حديثى كه در اسناد آن گسست وجود دارد .

منقّله :

زخمى كه استخوان را مىشكند و آن را جابجا مىكند . ديه آن پانزده شتر است .

منكب :

محل اتصال بازو و شانه ، دوش . احكام : 1 - بلندكردن دستها تا منكبين در نماز 2 - كراهيت نماز كسى كه منكبهايش عريان هستند 3 - نپوشيدن منكب راست در احرام .

منكر :

نافرمانى ، حديث منكر
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 225 | جلال جلالى زاده