حرم است حاجيان در ايام التشريق در آنجا اقامت مىكنند تا به آسانى رمى جمرات را انجام دهند و حيوانات قربانى و هدى را ذبح كنند . سبب ناميدن آن به خاطر ريختن خون قربانىهايى است كه در آنجا ريخته مىشود .
مناط :
علت ، چون حكم از لحاظ وجود و عدم به علت نيازمند و وابسته است .
مناقصه :
پايين آوردن قيمتها به قصد فروش كالا به كمترين قيمت .
منبوذ :
پرت شده : الطفل المنبوذ :
بچه سرراهى ، المال المنبوذ ، الشخص المنبوذ .
منخنقه :
حيوانى كه در اثر خفه شدن مىميرد .
مندوب :
عبادتى كه نكوهشى در ترك آن نيست ولى انجامش بهتر از ترك آن است .
منطوق :
آنچه كه لفظ در محل نطق بر آن دلالت مىكند .
اقسام : منطوقى كه تأويلبردار نيست و آن نص است و منطوقى كه تأويلبردار است و آن ظاهر است .
منعه :
سپاهيان چون كشور را از دستبرد دشمنان منع مىكنند .
منعقده :
سوگند بر كارى كه در آينده انجام مىدهد يا نمىدهد و شكستن آن موجب كفاره مىشود .
منفعه :
خيرى كه ملازم أعيان است چه موافق با خواسته نفس باشد يا نباشد مانند منفعت خانه .
منقطع :
حديثى كه در اسناد آن گسست وجود دارد .
منقّله :
زخمى كه استخوان را مىشكند و آن را جابجا مىكند .
ديه آن پانزده شتر است .
منكب :
محل اتصال بازو و شانه ، دوش .
احكام : 1 - بلندكردن دستها تا منكبين در نماز 2 - كراهيت نماز كسى كه منكبهايش عريان هستند 3 - نپوشيدن منكب راست در احرام .
منكر :
نافرمانى ، حديث منكر