تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
مانع اداى نماز قرار داده باشد اعم از اينكه حسى باشد يا غيرحسى . نجاست از نجس گرفته شده و به معناى ناپاك است اما اگر چيزى ذاتا پاك باشد ولى به دليل آلوده شدن به ناپاكى ، پاكى خود را از دست دهد به آن متجنس مىگويند . اقسام نجاسات : 1 - حقيقى 2 - حكمى 3 - مغلّظه مثل سگ و خوك كه با يك‌بار شستن پاك نمىشود 4 - متوسطه مثل خون 5 - مخفّفه مثل ادرار نوزاد پسر .

ناجز :

حاضر ، نقد .

نجده :

كمك .

نجش :

كسى كه در بيع مزايده براى افزايش قيمت كالا دخالت مىكند و قصد خريد هم ندارد ، تحريك‌كردن .

نكاح :

عقدى است كه بهره‌ورى جنسى هريك از زوجين را از ديگرى مباح مىكند .

نحر :

سوراخ‌كردن قسمت پايين گردن شتر در نزديكى سينه .

نحله و نحله :

صداق . نحل : چيزى را با رضايت خاطر بخشيدن .

نخامه :

بلغم .

ندب :

داراى چند معنى است : 1 - استحباب ، فعل مندوب 2 - برشمردن محاسن ميت 3 - دعوت به كار و تكليف به آن .

نذر :

طاعتى را كه مكلف بر خود واجب مىكند و اگر واجب نمىكرد لازم نمىشد . آل عمران / 35 نذر بر چند قسم است : 1 - نذر منجّز كه فورا لازم مىشود 2 - نذر به معناى سوگند 3 - نذر معلق .

نذر لجاج :

در نذر لجاج ناذر قصدش قربت به خدا نيست بلكه منع خود يا ديگرى از معلق عليه است و مىگويد : « إن كلّمت فلانا فعلىّ كذا » يا قصدش تحريك بر معلق عليه است « إن لم افعل كذا فعلىّ كذا » يا قصدش تحقق خبر است « إن لم يكن الأمر كذا فعلىّ كذا » . نذر مكافات يا مجازات : آن است كه ناذر ، انجام نذر را به حصول غرضى يا حدوث أمرى معلق كند .

نذر مطلق :

آن است كه نذركننده
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 228 | جلال جلالى زاده