مانع اداى نماز قرار داده باشد اعم از اينكه حسى باشد يا غيرحسى .
نجاست از نجس گرفته شده و به معناى ناپاك است اما اگر چيزى ذاتا پاك باشد ولى به دليل آلوده شدن به ناپاكى ، پاكى خود را از دست دهد به آن متجنس مىگويند .
اقسام نجاسات : 1 - حقيقى 2 - حكمى 3 - مغلّظه مثل سگ و خوك كه با يكبار شستن پاك نمىشود 4 - متوسطه مثل خون 5 - مخفّفه مثل ادرار نوزاد پسر .
ناجز :
حاضر ، نقد .
نجده :
كمك .
نجش :
كسى كه در بيع مزايده براى افزايش قيمت كالا دخالت مىكند و قصد خريد هم ندارد ، تحريككردن .
نكاح :
عقدى است كه بهرهورى جنسى هريك از زوجين را از ديگرى مباح مىكند .
نحر :
سوراخكردن قسمت پايين گردن شتر در نزديكى سينه .
نحله و نحله :
صداق . نحل : چيزى را با رضايت خاطر بخشيدن .
نخامه :
بلغم .
ندب :
داراى چند معنى است :
1 - استحباب ، فعل مندوب 2 - برشمردن محاسن ميت 3 - دعوت به كار و تكليف به آن .
نذر :
طاعتى را كه مكلف بر خود واجب مىكند و اگر واجب نمىكرد لازم نمىشد . آل عمران / 35
نذر بر چند قسم است : 1 - نذر منجّز كه فورا لازم مىشود 2 - نذر به معناى سوگند 3 - نذر معلق .
نذر لجاج :
در نذر لجاج ناذر قصدش قربت به خدا نيست بلكه منع خود يا ديگرى از معلق عليه است و مىگويد : « إن كلّمت فلانا فعلىّ كذا » يا قصدش تحريك بر معلق عليه است « إن لم افعل كذا فعلىّ كذا » يا قصدش تحقق خبر است « إن لم يكن الأمر كذا فعلىّ كذا » .
نذر مكافات يا مجازات : آن است كه ناذر ، انجام نذر را به حصول غرضى يا حدوث أمرى معلق كند .
نذر مطلق :
آن است كه نذركننده