حديثى است كه راوى ضعيفى آن را روايت كرده و مخالف روايت افراد موثق باشد .
منى :
آب غليظ سفيدى است كه از آلت تناسلى مرد خارج مىشود و منى زن رقيق و زرد است كه گاهى از فرج خارج نمىشود و منى هنگام فوران شهوت خارج مىشود و خروج آن با جهش همراه است .
قيامت / 37
مهاباة :
تقسيم منابع برحسب زمان و مكان .
مهبل :
مجرايى كه در بين فرج ظاهرى و رحم است .
مهر :
مالى كه در عقد نكاح مرد خود را ملزم به پرداخت آن به زن مىكند .
مهر اسامى ديگرى مانند صداق ، أجر ، طول ، نحلة ، فريضه و حباء دارد .
مهر المسمى :
مهرى كه در ضمن عقد يا پس از آن تعيين و تصريح مىشود .
مهر المثل :
مهر خويشاوندان پدرى زوجه كه از حيث نسب و صفت مثل او باشند براى زن تعيين مىشود مانند خواهر شقيقى ( تنى ) .
مهرّج :
كسى كه مردم را با كلام يا حركات خود مىخنداند .
مهنه :
شغل .
موات :
زمين موات زمينى كه بدون صاحب است و از آن استفاده نمىشود .
مواثبة :
درخواست فورى حق شفعه .
موادعه :
مصالحه و ترك جنگ .
موالات :
شستن پىدرپى اعضا در وضو بدون اينكه در بين آنها فاصله بيفتد .
موضّحه :
زخمى كه سفيدى استخوان را ظاهر مىكند و در زدن عمدى موجب قصاص است و در خطا ، ديه آن پنج شتر است .
موقوذه :
حيوانى كه بر اثر ضربه عصا يا سنگ كشته مىشود . مائده / 3
موكّل :
شخصى كه وكالت امور شخصى خود را به ديگرى واگذار مىكند .
ميتة :
مردار ، پرنده يا هرحيوانى