ناميده مىشود 2 - مفهوم مخالف .
مفوّضه :
زنى كه شوهرش امر طلاقش را به او واگذار كرده است .
و نيز به زنى كه خود را بدون مهريه به عقد مردى درآورده باشد گفته مىشود .
مقاصّه :
قرضها را باهم مبادلهكردن ، يا هربدهكارى مالش را در ذمه ديگرى در مقابل طلبى كه بر او دارد قرار دهد . اگر بدهكار منكر بدهى باشد يا در اداى آن سهلانگارى كند شخص طلبكار مىتواند عين مال خود يا مثل آن را از او بگيرد .
مقايضه :
بيع كالا به كالا .
مقرّله :
كسى كه به نفع او اقرار شده باشد .
مكافاة :
آنچه كه در مقابل انجام كارى بدون قرار دادن شرطى داده مىشود و شرط مزد و پاداش در آن نيست بلكه شرط تبرع در آن هست .
مكروه :
آنچه كه در اصل و وصف مشروع است ولى در مجاورت چيزى كه از آن نهى شده قرار گرفته است و ترك آن از انجامش اولىتر است ترككنندهاش مثاب و انجامدهندهاش مجازات نمىشود .
اقسام : 1 - مكروه تحريمى 2 - مكروه تنزيهى 3 - خلاف الأولى .
مكروهات نماز :
انجام اعمالى كه در نماز مكروه و ناپسندند مانند توجه به آسمان در وقت غذا و إقتدا به إمام فاسق و مبتدع .
مكّوك :
پيمانهاى است كه گنجايش يك و نيم صاع را دارد و صاع چهار مد است و آن در نزد حنفيه معادل 89 / 4 ليتر و در نزد ديگران 125 / 4 ليتر است و اين اختلاف مبنى بر اختلاف آنان در اندازه مد است .
ملاءة :
داشتن قدرت مالى براى پرداخت دين .
مكس :
گرفتن عوارض گمركى .
ملاعبه :
شوخى ، بازىكردن مرد با زن پيش از جماع .
ملتزم :
بين در كعبه و ركنى كه