تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
ناميده مىشود 2 - مفهوم مخالف .

مفوّضه :

زنى كه شوهرش امر طلاقش را به او واگذار كرده است . و نيز به زنى كه خود را بدون مهريه به عقد مردى درآورده باشد گفته مىشود .

مقاصّه :

قرضها را باهم مبادله‌كردن ، يا هربدهكارى مالش را در ذمه ديگرى در مقابل طلبى كه بر او دارد قرار دهد . اگر بدهكار منكر بدهى باشد يا در اداى آن سهل‌انگارى كند شخص طلبكار مىتواند عين مال خود يا مثل آن را از او بگيرد .

مقايضه :

بيع كالا به كالا .

مقرّله :

كسى كه به نفع او اقرار شده باشد .

مكافاة :

آنچه كه در مقابل انجام كارى بدون قرار دادن شرطى داده مىشود و شرط مزد و پاداش در آن نيست بلكه شرط تبرع در آن هست .

مكروه :

آنچه كه در اصل و وصف مشروع است ولى در مجاورت چيزى كه از آن نهى شده قرار گرفته است و ترك آن از انجامش اولىتر است ترك‌كننده‌اش مثاب و انجام‌دهنده‌اش مجازات نمىشود . اقسام : 1 - مكروه تحريمى 2 - مكروه تنزيهى 3 - خلاف الأولى .

مكروهات نماز :

انجام اعمالى كه در نماز مكروه و ناپسندند مانند توجه به آسمان در وقت غذا و إقتدا به إمام فاسق و مبتدع .

مكّوك :

پيمانه‌اى است كه گنجايش يك و نيم صاع را دارد و صاع چهار مد است و آن در نزد حنفيه معادل 89 / 4 ليتر و در نزد ديگران 125 / 4 ليتر است و اين اختلاف مبنى بر اختلاف آنان در اندازه مد است .

ملاءة :

داشتن قدرت مالى براى پرداخت دين .

مكس :

گرفتن عوارض گمركى .

ملاعبه :

شوخى ، بازىكردن مرد با زن پيش از جماع .

ملتزم :

بين در كعبه و ركنى كه