متوجه عين است آن را معين گويند . مثل سلم .
مغارسه :
دادن زمين به كسى كه آن را بكارد در مقابل مقدار معينى از توليد آن .
مغرب :
وقت نماز مغرب با غروب كامل خورشيد آغاز مىشود و با گم شدن شفق أحمر پايان مىيابد .
مغفّل :
كسى كه به سبب سادگى و ضعف عقل كارهايش را به خوبى انجام نمىدهد .
مفاخذه :
گذاشتن آلت تناسلى در بين دو ران زن براى لذت بردن .
مفتّر :
آنچه كه موجب سستى و سنگينى بدن مىشود .
مفرد :
كسى كه احرام را تنها براى حج ببندد و عمره را بعد از انجام مراسم حج انجام بدهد .
مفسّر :
مفسّر لفظى است كه معناى آن به ذهن بدون احتمال تخصيص يا تأويل متبادر مىشود .
مفصّل :
يعنى جدا شده و مفصل از قرآن يعنى : يكهفتم أخير از قرآن است كه از سوره ق تا آخر قرآن كريم است و سبب مفصّل ناميدن آن زياد بودن فاصله در بين سورههاست .
أقسام مفصّل : 1 - طوال المفصّل از سوره ق تا سوره بروج 2 - أوساط مفصّل از سوره بروج تا بينه 3 - قصار مفصّل از بينه تا آخر قرآن .
مفضاة :
زنى كه پرده بين مجراى ادرار و بولش پاره شده باشد .
مفقود :
غائبى كه وضعيت زندگى و مرگ او معلوم نيست .
مفلس :
ورشكسته ، بدهكارى كه خرجش بيشتر از دخلش مىباشد .
مفهوم :
مفهوم عبارت از معنايى است كه به صورت ضمنى نه صراحت از كلام فهميده مىشود و در مقابل منطوق است و آن معنايى است كه عبارت نص به آن تصريح كرده است .
اقسام مفهوم : 1 - مفهوم موافق ( دلالت نص ) كه اگر مسكوت عنه در حكم ، اولىتر از منطوق باشد فحوى الخطاب ناميده مىشود و اگر مساوى باشد لحن الخطاب