مستفيد :
كسى است كه از شرط گرفتن عقدى براى مصالح خودش با اينكه از آن بيگانه است نفع مىبرد كه بر دو قسم است :
1 - مستفيدى كه صاحب حق است 2 - مستفيدى كه صاحب حق نيست .
مستوصله :
زنى كه با رضايت او موى زن ديگر را به موهاى او پيوند كنند . كسى كه اين عمل را انجام مىدهد واصله ناميده مىشود .
مسكين :
كسى كه مخارج ضرورى خود و خانوادهاش را ندارد و وضعش بهتر از فقير است .
ماعون / 4
مسلم اليه :
فروشنده در بيع سلم .
مسنّ :
كسى كه سنى از او گذشته باشد ، مسن از گاو يعنى دو سال از عمرش گذشته است هرگاه مقدار گاوها به چهل رأس رسيد دادن يك مسنّ يا مسنّه به عنوان زكات واجب است و از هفتاد تا 99 يك مسنّه و يك تبيع واجب است .
علت ناميدن آن به مسنه براى آن است كه دندانهايش كامل شده است .
مشاهره :
أقساط ماهيانه .
مشعر الحرام :
كوهى در مزدلفه و نام آن « قزح » است و مرزهاى حرم مكى است .
مشاع :
شريك بودن شريكان در همهء اجزاى مال مشترك بهگونهاى كه سهم هريك بهطور مستقل مشخص نباشد .
مشفوع عليه :
كسى كه ملك شريك قديم به او منتقل شده است .
مشفوع فيه :
مالى كه شفيع مىخواهد آن را به سبب حق شفعه تملك كند .
مشقت :
كارى كه خارج از حد توان باشد ، 1 - مشقت عادى 2 - مشقت غيرقابل تحمل .
مشهور :
حديثى كه اولش آحاد و آخرش مستفيض باشد .
مصادره :
گرفتن مال ديگرى به اجبار و بدون عوض از سوى حكومت و فرستادن آن به بيت المال . بيع كسى كه ظالم او را جريمه كرده و براى تأديه جرم و