تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

مستفيد :

كسى است كه از شرط گرفتن عقدى براى مصالح خودش با اينكه از آن بيگانه است نفع مىبرد كه بر دو قسم است : 1 - مستفيدى كه صاحب حق است 2 - مستفيدى كه صاحب حق نيست .

مستوصله :

زنى كه با رضايت او موى زن ديگر را به موهاى او پيوند كنند . كسى كه اين عمل را انجام مىدهد واصله ناميده مىشود .

مسكين :

كسى كه مخارج ضرورى خود و خانواده‌اش را ندارد و وضعش بهتر از فقير است . ماعون / 4

مسلم اليه :

فروشنده در بيع سلم .

مسنّ :

كسى كه سنى از او گذشته باشد ، مسن از گاو يعنى دو سال از عمرش گذشته است هرگاه مقدار گاوها به چهل رأس رسيد دادن يك مسنّ يا مسنّه به عنوان زكات واجب است و از هفتاد تا 99 يك مسنّه و يك تبيع واجب است . علت ناميدن آن به مسنه براى آن است كه دندانهايش كامل شده است .

مشاهره :

أقساط ماهيانه .

مشعر الحرام :

كوهى در مزدلفه و نام آن « قزح » است و مرزهاى حرم مكى است .

مشاع :

شريك بودن شريكان در همهء اجزاى مال مشترك به‌گونه‌اى كه سهم هريك به‌طور مستقل مشخص نباشد .

مشفوع عليه :

كسى كه ملك شريك قديم به او منتقل شده است .

مشفوع فيه :

مالى كه شفيع مىخواهد آن را به سبب حق شفعه تملك كند .

مشقت :

كارى كه خارج از حد توان باشد ، 1 - مشقت عادى 2 - مشقت غيرقابل تحمل .

مشهور :

حديثى كه اولش آحاد و آخرش مستفيض باشد .

مصادره :

گرفتن مال ديگرى به اجبار و بدون عوض از سوى حكومت و فرستادن آن به بيت المال . بيع كسى كه ظالم او را جريمه كرده و براى تأديه جرم و