گذاشتن به جهت قيمت بيشتر .
مزدلفه :
مكانى در بين عرفه و منى ، كه مشعر الحرام در آنجاست . يعنى حدود حرم كه حاجيان پس از خروج از عرفه در راه رفتن به منى در آنجا بيتوته مىكنند . بقره / 198
مزمار :
ناى .
مساقات :
آبيارى و نگهدارى از درختان در مقابل بخشى معين از محصول آن . يا اينكه محصول در بين آنان مشترك باشد . مساقات شش ركن دارد : مالك ، عامل ، عمل ، ثمر ، مورد و صيغه .
مساكنه :
سكونت با ديگرى در يك اطاق .
مسامرة :
شبنشينى .
مساومه :
چانهزنى ، مجادله درباره مبيع يا درباره شرطى از آن ، پس از اشتياق هريك از طرفين معامله نسبت به معامله .
مسئوليت تقصيرى :
حكم شرعى كه ناشى از قصور انسان در رعايت شرائط يا انجام وظيفه و مراقبت و احتياط لازم است مانند ضمانت و غير آن .
مسبوق :
مسبوق در نماز به كسى گفته مىشود كه يك ركعت يا بيشتر را با امام ادا نكرده باشد .
مسبى :
كافرى كه به دست مسلمانان اسير شده باشد .
مستأمن :
جنگجويى كه از سوى حكومت اسلامى بهطور موقت أماننامه گرفته باشد و به موجب آن وارد سرزمين اسلامى مىشود تا وظيفه خاصى را انجام دهد . به پيمانى كه براساس آن فردى مستأمن مىشود عهد إستئمان گويند .
مستحاضه :
دائم الحيض . زنى كه به طور دائم مبتلا به خون حيض است .
مسترسل :
داراى دو معنى است :
1 - مازاد بر چيزى 2 - كسى كه در معامله چانه نمىزند .
مستريبه :
زنى كه حيض آن قطع شده ولى علت قطع شدن را نمىداند .
مستفتى :
كسى كه از مفتى مىپرسد .