تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
گذاشتن به جهت قيمت بيشتر .

مزدلفه :

مكانى در بين عرفه و منى ، كه مشعر الحرام در آنجاست . يعنى حدود حرم كه حاجيان پس از خروج از عرفه در راه رفتن به منى در آنجا بيتوته مىكنند . بقره / 198

مزمار :

ناى .

مساقات :

آبيارى و نگهدارى از درختان در مقابل بخشى معين از محصول آن . يا اينكه محصول در بين آنان مشترك باشد . مساقات شش ركن دارد : مالك ، عامل ، عمل ، ثمر ، مورد و صيغه .

مساكنه :

سكونت با ديگرى در يك اطاق .

مسامرة :

شب‌نشينى .

مساومه :

چانه‌زنى ، مجادله درباره مبيع يا درباره شرطى از آن ، پس از اشتياق هريك از طرفين معامله نسبت به معامله .

مسئوليت تقصيرى :

حكم شرعى كه ناشى از قصور انسان در رعايت شرائط يا انجام وظيفه و مراقبت و احتياط لازم است مانند ضمانت و غير آن .

مسبوق :

مسبوق در نماز به كسى گفته مىشود كه يك ركعت يا بيشتر را با امام ادا نكرده باشد .

مسبى :

كافرى كه به دست مسلمانان اسير شده باشد .

مستأمن :

جنگجويى كه از سوى حكومت اسلامى به‌طور موقت أمان‌نامه گرفته باشد و به موجب آن وارد سرزمين اسلامى مىشود تا وظيفه خاصى را انجام دهد . به پيمانى كه براساس آن فردى مستأمن مىشود عهد إستئمان گويند .

مستحاضه :

دائم الحيض . زنى كه به طور دائم مبتلا به خون حيض است .

مسترسل :

داراى دو معنى است : 1 - مازاد بر چيزى 2 - كسى كه در معامله چانه نمىزند .

مستريبه :

زنى كه حيض آن قطع شده ولى علت قطع شدن را نمىداند .

مستفتى :

كسى كه از مفتى مىپرسد .