است ولى هنوز بالغ نشده است .
مراهنه :
شرطبندى بر سر وجود يا عدم چيزى . هرنوع بردوباخت و شرطبندى به هروسيله كه صورت گيرد .
مراوغ :
كسى كه در معاملات نيرنگ به كار برد .
مرحاض :
توالت .
مرحله :
مسافتى كه شتر با بار در يك روز مىپيمايد همراه با استراحت عادى و اندازه آن هشت فرسخ كه 5 / 44 كيلومتر است .
مرسل :
حديثى كه صحابى از سلسله سندش حذف شده باشد و تابعى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كند .
مرض الموت :
بيمارى است كه معمولا ترس مرگ از آن مىرود و شخص را از انجام اعمال معمولى و روزمرهاش بازمىدارد و در همين بيمارى فوت مىكند .
برخى از تصرفات قولى و فعلى در ايام بيمارىاش نافذ نيست .
مرضع :
زنى كه كودك شيرخواره را شير مىدهد .
مرفق :
داراى دو معناست : 1 - محل اتصال آرنج به بازو 2 - وسيلهاى كه در زدودن مشقت يا قضاى حاجت از آن كمك گرفته مىشود .
مائده / 6 ، كهف / 16
مرفوع :
حديثى كه راوى آن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسبت مىدهد .
مروه :
كوه كوچكى در نزد كعبه مشرفه كه حاجيان در بين آن و كوه ديگرى به نام صفا عمل سعى را انجام مىدهند . بقره / 158
مزابنه :
فروختن بخشى از مواد غذائى به جنس آن هرگاه كم يا زياد باشد مثل فروختن يك پيمانه رطب به خرما .
مزارعه :
واگذارى زمين به ديگرى براى كشت در مقابل بخشى از محصول آن يا معامله مالك با عامل در بذر و زمين كه عامل بذر را بپاشد و از آن نگهدارى و آبيارى كند و غله در ميان آنان مشترك باشد .
مزايده :
مالى را در معرض فروش