تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
است ولى هنوز بالغ نشده است .

مراهنه :

شرطبندى بر سر وجود يا عدم چيزى . هرنوع بردوباخت و شرطبندى به هروسيله كه صورت گيرد .

مراوغ :

كسى كه در معاملات نيرنگ به كار برد .

مرحاض :

توالت .

مرحله :

مسافتى كه شتر با بار در يك روز مىپيمايد همراه با استراحت عادى و اندازه آن هشت فرسخ كه 5 / 44 كيلومتر است .

مرسل :

حديثى كه صحابى از سلسله سندش حذف شده باشد و تابعى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كند .

مرض الموت :

بيمارى است كه معمولا ترس مرگ از آن مىرود و شخص را از انجام اعمال معمولى و روزمره‌اش بازمىدارد و در همين بيمارى فوت مىكند . برخى از تصرفات قولى و فعلى در ايام بيمارىاش نافذ نيست .

مرضع :

زنى كه كودك شيرخواره را شير مىدهد .

مرفق :

داراى دو معناست : 1 - محل اتصال آرنج به بازو 2 - وسيله‌اى كه در زدودن مشقت يا قضاى حاجت از آن كمك گرفته مىشود . مائده / 6 ، كهف / 16

مرفوع :

حديثى كه راوى آن را به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسبت مىدهد .

مروه :

كوه كوچكى در نزد كعبه مشرفه كه حاجيان در بين آن و كوه ديگرى به نام صفا عمل سعى را انجام مىدهند . بقره / 158

مزابنه :

فروختن بخشى از مواد غذائى به جنس آن هرگاه كم يا زياد باشد مثل فروختن يك پيمانه رطب به خرما .

مزارعه :

واگذارى زمين به ديگرى براى كشت در مقابل بخشى از محصول آن يا معامله مالك با عامل در بذر و زمين كه عامل بذر را بپاشد و از آن نگهدارى و آبيارى كند و غله در ميان آنان مشترك باشد .

مزايده :

مالى را در معرض فروش
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 217 | جلال جلالى زاده