تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
5 - زن زانيه 6 - جمع بين دو زن كه اگر يكى از آنها مرد باشد نتوانند با هم ازدواج كنند 7 - بيشتر از چهار زن 8 - زنى كه سه طلاق داده شده و با ديگرى ازدواج نكرده باشد .

محاصّه :

تقسيم مال مشترك در بين شريكان به نسبت سهم‌هايشان . محاقله : فروختن گندم در خوشه كه هنوز برداشت نشده به مقدارى از گندم . كرايه زمين در مقابل گندم .

محتدم :

بسيار گرم ، جوشان .

محجور :

ممنوع التصرف .

محرمات حدثين :

يعنى كارهايى كه براى كسانى كه جنب هستند يا وضو ندارند حرام است ، مانند نمازگزاردن و طواف‌كردن .

محصنه :

زن شوهردار كه تن به عمل زشت نمىدهد .

محكم :

نصى است كه نسخ نشده باشد و بر معناى خود دلالت قطعى كند و احتمال معناى ديگرى را نداشته باشد .

محل :

مكان ، جاى قرار گرفتن چيزى . احكام : 1 - پاكى محل 2 - محل نيت 3 - محل گذاشتن قرآن 4 - محل نماز محل خارج شدن محصر از احرام و ذبح قربانى 5 - محل ذبح هدى 6 - محل توزيع زكات 7 - محل زينت زن 8 - وطى زن 9 - محل عقد 10 - محل تحويل مبيع 11 - محل حفظ امانت 12 - رد عاريه به محلى كه به عاريت گرفته است 13 - رد گم‌شده به مكانى كه آن را يافته است .

محّل :

زمان حلول يا أجل .

محلّل :

مرد با زنى كه سه طلاقه شده ازدواج كند و پس از نزديكى با وى او را طلاق دهد تا براى شوهر اولى حلال گردد .

محيّره :

زنى كه دائم الحيض است و عادت ماهيانه‌اش را فراموش كرده است .

مخابره :

آن است كه زمين را در مقابل يك‌سوم يا يك‌چهارم محصول يا كمتر يا بيشتر به ديگرى براى كشت واگذار كند . در مزارعه
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 215 | جلال جلالى زاده