تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
استفاده انتخاب مىشود .

متبتّل :

زاهد ، منقطع إلى اللّه ، متقى ، مرد خدا .

متجاهر به فسق :

كسى كه در ملأ عام به فسق و فجور مىپردازد .

متحيّره :

زنى كه خون حيض يا زايمان او از خون استحاضه تمييز داده نمىشود و عادت ماهيانه خود را فراموش كرده يا بالغ شده و در استحاضه دائمى است .

مترجل :

زن مردنما .

متردّيه :

حيوانى كه از مكان بلندى سقوط كند و بميرد .

متروك :

حديثى كه راوى آن متهم به كذب است و حديث هم فقط از جانب او روايت شده است .

متشابه :

خلاف محكم متشابه در قرآن دو قسم است : 1 - كسى به آن عالم نيست مثل حروف مقطعه اوائل سوره‌ها 2 - آگاهى به آن بر علماى غيرمحقق پوشيده است . آل عمران / 7

متصّل :

حديثى است كه هرراوى از ما فوق خود از اول سند تا آخر آن شنيده باشد چه مرفوع يا موقوف باشد .

متعه :

بهره بردن همراه با لذت و خوشگذرانى . نساء / 24 ، بقره / 196 ، حجر / 3 أقسام متعه : 1 - تمتع جنسى 2 - تمتع مادى و روحى 3 - متعه حج 4 - نكاح متعه . نكاح متعه : عقد نكاح در بين زن و مرد است كه براى مدت معينى زن براى مرد حلال مىشود و پس از پايان مدت در بين آنان جدائى حاصل مىشود بدون اينكه نيازى به طلاق باشد . در زمان جاهليت مشروع بود اما پيامبر آن را حرام كرد .

متعه طلاق :

هديه‌اى است كه مرد به زنش كه او را طلاق بائن داده است مىدهد .

متعه :

هرگاه در ضمن عقد نكاح ، مهر معين نشود و شوهر قبل از نزديكى و تعيين مهر ، زن را طلاق دهد بايد به زن مالى را بدهد كه در اصطلاح آن را متعه يا مهر المتعه يا
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 212 | جلال جلالى زاده