استفاده انتخاب مىشود .
متبتّل :
زاهد ، منقطع إلى اللّه ، متقى ، مرد خدا .
متجاهر به فسق :
كسى كه در ملأ عام به فسق و فجور مىپردازد .
متحيّره :
زنى كه خون حيض يا زايمان او از خون استحاضه تمييز داده نمىشود و عادت ماهيانه خود را فراموش كرده يا بالغ شده و در استحاضه دائمى است .
مترجل :
زن مردنما .
متردّيه :
حيوانى كه از مكان بلندى سقوط كند و بميرد .
متروك :
حديثى كه راوى آن متهم به كذب است و حديث هم فقط از جانب او روايت شده است .
متشابه :
خلاف محكم
متشابه در قرآن دو قسم است :
1 - كسى به آن عالم نيست مثل حروف مقطعه اوائل سورهها 2 - آگاهى به آن بر علماى غيرمحقق پوشيده است .
آل عمران / 7
متصّل :
حديثى است كه هرراوى از ما فوق خود از اول سند تا آخر آن شنيده باشد چه مرفوع يا موقوف باشد .
متعه :
بهره بردن همراه با لذت و خوشگذرانى . نساء / 24 ، بقره / 196 ، حجر / 3
أقسام متعه :
1 - تمتع جنسى 2 - تمتع مادى و روحى 3 - متعه حج 4 - نكاح متعه .
نكاح متعه : عقد نكاح در بين زن و مرد است كه براى مدت معينى زن براى مرد حلال مىشود و پس از پايان مدت در بين آنان جدائى حاصل مىشود بدون اينكه نيازى به طلاق باشد . در زمان جاهليت مشروع بود اما پيامبر آن را حرام كرد .
متعه طلاق :
هديهاى است كه مرد به زنش كه او را طلاق بائن داده است مىدهد .
متعه :
هرگاه در ضمن عقد نكاح ، مهر معين نشود و شوهر قبل از نزديكى و تعيين مهر ، زن را طلاق دهد بايد به زن مالى را بدهد كه در اصطلاح آن را متعه يا مهر المتعه يا