تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
شخصى با وسائلى كه غالبا كشنده است . مثل تيراندازىكردن .

قتل غيرعمد ( شبه‌عمد )

: قصد كشتن كسى با ابزارهايى كه غالبا كشنده نيستند ، مانند زدن با عصا .

قتل خطا :

سبب كشتن كسى شدن بدون تصميم و اراده . مانند به خطا رفتن تير .

قدم :

پاى انسان تا قوزك . احكام : 1 - عورت نبودن 2 - شستن آن در وضو 3 - مسح خفين در وضو 4 - جداكردن آنها در نماز 5 - جنايت بر آن 6 - سوگند خوردن كه پايش را در منزل فلانى نمىگذارد .

قذف :

كسى را به صراحت يا ضمنى متهم به زناكردن .

قرء :

در لغت به معناى جمع‌كردن و در فقه به معناى پاكى از حيض است ، از وقتى كه خون در رحم جمع مىشود .

قراض :

مضاربه ؛ كسى پولى را به ديگرى مىدهد تا با آن تجارت كند و سود در بين آنان براساس توافق تقسيم شود .

قرض :

در لغت يعنى قطع‌كردن ، دادن مال به قرض‌گيرنده است تا مانند آن را برگرداند . حديد / 11

قرآن :

كلام خداوند ، معجزه ، بر پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستاده شده و در سينه‌ها حفظ و در مصاحف تلاوت و تلاوت آن عبادت است و نخستين منبع اسلامى است و به صورت متواتر ثابت شده است . فرقان / 30

قرابت :

خويشاوندى . اسباب قرابت : ولادت ، رضاع ، نكاح .

قراح :

آب خالص .

قراض :

مضاربه .

قران :

در دو معنا به كار رفته است : 1 - ازدواج چون به‌وسيله عقد ازدواج قرين همديگر مىشوند 2 - جمع بين حج و عمره با احرام واحد در ماه‌هاى حج .

قربة :

طاعتهايى كه به سبب آنها انسان به خدا تقرب مىجويد و آن غير از طاعت است چون طاعت انجام مأموربه به‌گونه‌اى است كه به آن امر شده است و گاهى قربت