شخصى با وسائلى كه غالبا كشنده است . مثل تيراندازىكردن .
قتل غيرعمد ( شبهعمد )
: قصد كشتن كسى با ابزارهايى كه غالبا كشنده نيستند ، مانند زدن با عصا .
قتل خطا :
سبب كشتن كسى شدن بدون تصميم و اراده . مانند به خطا رفتن تير .
قدم :
پاى انسان تا قوزك .
احكام : 1 - عورت نبودن 2 - شستن آن در وضو 3 - مسح خفين در وضو 4 - جداكردن آنها در نماز 5 - جنايت بر آن 6 - سوگند خوردن كه پايش را در منزل فلانى نمىگذارد .
قذف :
كسى را به صراحت يا ضمنى متهم به زناكردن .
قرء :
در لغت به معناى جمعكردن و در فقه به معناى پاكى از حيض است ، از وقتى كه خون در رحم جمع مىشود .
قراض :
مضاربه ؛ كسى پولى را به ديگرى مىدهد تا با آن تجارت كند و سود در بين آنان براساس توافق تقسيم شود .
قرض :
در لغت يعنى قطعكردن ، دادن مال به قرضگيرنده است تا مانند آن را برگرداند . حديد / 11
قرآن :
كلام خداوند ، معجزه ، بر پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستاده شده و در سينهها حفظ و در مصاحف تلاوت و تلاوت آن عبادت است و نخستين منبع اسلامى است و به صورت متواتر ثابت شده است .
فرقان / 30
قرابت :
خويشاوندى .
اسباب قرابت : ولادت ، رضاع ، نكاح .
قراح :
آب خالص .
قراض :
مضاربه .
قران :
در دو معنا به كار رفته است :
1 - ازدواج چون بهوسيله عقد ازدواج قرين همديگر مىشوند 2 - جمع بين حج و عمره با احرام واحد در ماههاى حج .
قربة :
طاعتهايى كه به سبب آنها انسان به خدا تقرب مىجويد و آن غير از طاعت است چون طاعت انجام مأموربه بهگونهاى است كه به آن امر شده است و گاهى قربت