تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
ظاهريه ، عمل‌كردن به ظواهر نصوص شرعى و جستجو نكردن درباره علت است و بدين‌جهت جز در دو مورد به قياس عمل نمىكردند : يكم در منصوص العله دوم اينكه حكم در فرع ، ظاهرتر و أولىتر از اصل باشد كه قياس أولى ناميده مىشود . اسراء / 23 .

ظفر :

ناخن كه داراى احكام : سنت ، مكروه ، حرام و مباح است . أنعام / 146

الظفر بالحق :

گرفتن حق يا مالى از ديگرى بدون موافقت مستوفىمنه يا حكم قاضى ، مثل مال غصبى .

ظفر :

تسلط داين بر مال مديون را ظفر گويند .

ظل :

سايه ، كه به وسيله خورشيد زائل مىشود در فقه داراى احكامى است . قصص / 24

ظلام :

تاريكى .

ظلم :

ستم : چيزى را در جاى خود ننهادن ، منع حق و بر دو قسم است : 1 - ستم به خود 2 - ستم به ديگرى . رد مظالم : هرگاه كسى ولىامر مسلمانان شود بر او لازم است كه نسبت به ستمهايى كه حكومت قبلى در حق مردم مرتكب شده بنگرد و نسبت به كسانى كه بر آنان ستم شده حق را به آنها برگرداند . ظلم داراى مجازات دنيوى و اخروى است .

ظن :

اعتقاد راجح همراه با احتمال نقيض آن . ظن به خدا ، ظن به مردم . عمل به ظن در هنگام قدرت دستيابى بر يقين جايز نيست اما اگر قادر بر علم نباشد جايز است به ظن عمل كند . عمل به ظنى كه خطاى آن آشكار است اعتبار ندارد . اما در هنگام نياز عملى به ظن ، عمل‌كردن به آن جايز است ، ظن غالب مانند يقين است .

ظهار :

مرد زنش يا يكى از اعضاى او را به زنى كه براى هميشه بر او حرام است تشبيه نمايد مانند اينكه بگويد : « أنت علىّ كظهر أمّى و أنت علىّ حرام » حكم ظهار حرام بودن آن است و اگر حرام نبود