به ديگرى تضمين دهد مالش را كه در دست ديگرى است به او برگرداند .
ضيعه :
اموال غيرمنقول ، بر حرفه و صنعت نيز اطلاق مىشود ، كل رجل و ضيعته .
ضمان جريره :
عقدى است كه به موجب آن يكى از طرفين عقد متعهد مىشود ديه ناشى از جنايت طرف ديگر را بپردازد با اين شرط كه از او ارث ببرد .
ط
طرار :
جيببر .
طفيلى :
كسى كه در مجالس عروسى و وليمه بدون دعوت شركت مىكند .
طارف :
جديد ، طارف در باب فرائض مالى است كه مرتد پس از ارتداد كسب مىكند .
طامث :
زنى كه در دوران قاعدگى به سر مىبرد .
طريق نافذ :
راه عمومى ، محل عبور و مرور همگانى .
طلاء :
چربكردن ، روكشكردن .
طسق :
مالياتى است كه براى انواع زراعت در هرجريب تعيين مىشود .
طلاق :
جدائى زن و شوهر ، گشودن قيد نكاح در حال حاضر يا آينده با لفظ مخصوص .
اقسام طلاق : 1 - سنى 2 - بدعى 3 - رجعى 4 - بائن 5 - طلاق منجّز 6 - طلاق مضاف 7 - طلاق معلق بر شرط 8 - صريح 9 - كنايه .
طلاق سنى :
آن است كه مطابق تعاليم اسلامى صورت گيرد . مثلا زنش را در أيام طهر طلاق دهد .
طلاق بدعى برعكس طلاق سنى است .
طلاقدهنده :
1 - شوهر 2 - وكيل 3 - ولى 4 - قاضى 5 - حكمين .
طهارت :
از نظر لغوى به معناى نظافت و پاكى از چرك و پليدى است چه پليدى حسى مانند مدفوع و ادرار و چه پليدى معنوى مانند كفر و گناه و بر