تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
حج و بر سه قسم است : إفراد كه در نزد مالك و شافعى ، أفضل است قران مذهب اهل عراق و تمتع انتخاب اهل مكه است .

حجب :

منع‌كردن وارث از همه ارث يا بعضى از آن . مطففين / 15 حجب بر دو نوع است ، حجب با وصف ، حجب با شخص كه بر دو نوع است : 1 - حجب حرمان 2 - حجب نقصان .

حجر :

بازداشتن كسى از تصرف در مالش به موجب دليل شرعى . أنعام / 138 ، فرقان / 53 حجر بر دو قسم است : 1 - به خاطر مصلحت محجورعليه 2 - به‌خاطر مصلحت ديگران . أسباب حجر : فقدان عقل ، نقص عقل ، محافظت بر حق ديگرى ، حجر به‌خاطر مصلحت عمومى . آثار حجر : 1 - تأثير در تبرعات 2 - تأثير در معاوضه مالى 3 - در ضمان 4 - در واجبات مالى . حجر : مكانى است كه در بين ديوار شمالى كعبه مشرفه و ديوار دايره‌اى شكل كه از ديوار شش ذراع فاصله دارد .

حجر الاسود :

سنگ سياهى است كه در ركن جنوب‌شرقى كعبه قرار دارد .

حجريه :

يكى از مسائل در علم فرائض ، اگر كسى بميرد و شوهر ، مادر ، برادران مادرى و پدرى و مادرى داشته باشد ، برادران مادرى و پدرى و مادرى در يك سوم تركه شريك مىشوند .

حدّ :

مجازاتى است كه در شرع براى گناهان مخصوص معين شده است . جرمهايى مانند زنا ، دزدى ، راه‌زنى ، ارتداد ، تهمت ، قتل ، شرابخوارى .

حد نصاب :

حداقل ميزان مالى است كه وجود آن پرداخت زكات را واجب مىگرداند به عنوان مثال حد نصاب طلا بيست ، مثقال مىباشد .

حد غوث :

حدى است كه شخص متيمم صداى همراهانش را مىشنود و اگر در اينجا به عدم آب