تنحنح :
سرفهكردن .
تنشيف :
خشككردن اعضاى بدن به وسيله حوله .
تنشيط :
به وجد آوردن كسى .
تنفيل :
آنچه كه ولىامر مسلمين به افراد جنگجو بيشتر از سهمشان از غنيمت بدهد .
تنمّض :
كندن موهاى صورت .
تهاتر :
سقوط تعهد به سبب بدهكار بودن طرفين معامله به همديگر ، سقوط دو دين كه در جنس و وصف همانند باشند .
تهجّد :
نماز شب ، سنت است و كمترين آن دو ركعت و حدى براى بيشترين آن نيست . إسراء / 79
تهريب :
قاچاق كالا . جن / 12
تهنئة :
تبريك گفتن به مسلمان مستحب و به اهل ذمه جايز است .
تهليل :
لا إله الّا اللّه گفتن .
توبه :
پشيمانى از انجام كارهايى كه در گذشته انجام داده است .
تورّك :
يعنى اينكه شخص نمازگزار در هنگام خواندن تشهد پاى راستش بر حال سجده باقى باشد و پاى چپش را از زير آن خارج كند و رانش را بر زمين بچسباند و بر آن بنشيند ، بر كفل نشستن و پاى چپ را در زير مچ پاى راست قرار دادن .
توريث :
وارث گردانيدن .
توسعه :
اضافهكردن مخارج يا تسامح در چيزى .
توسعه در عيد ، در رمضان ، توسعه ثروتمند ، توسعه فقير .
توقّف :
عدم اظهار رأى درباره كارى به سبب عدم ظهور حق بودن آن .
توكيل :
كسى را وكيلكردن . گماردن ديگرى به جاى خود در آنچه كه اهليت و مالكيت دارد . زمر / 62 ، شورى / 6
توليه :
منصوبكردن ولىامر ، بيع توليه . توبه / 25
بيع توليه :
فروختن كالا با قيمت خريد آن .
تيامن :
شروعكردن از طرف راست كه در عبادات سنت است .
تيسير :
آسانگيرى و دفع مشقت .