تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦

جراد :

ملخ ، خوردن زنده و مرده آن جايز است . أعراف / 133

جرّة :

نشخوار حيوانات كه حكم آن مانند مدفوع حيوان مىباشد .

جرموق :

خف يا موزه‌اى است كه بر روى موزه پوشيده مىشود و مسح بر آن جايز است .

جريب :

پيمانه‌اى است به گنجايش 132 ليتر در نزد جمهور و 3 / 161 ليتر در نزد حنفيه و نيز وسيله اندازه‌گيرى زمين به اندازه اين مقدار از دانه‌اى است كه در آنجا كاشته مىشود . حاصل‌ضرب شصت ذراع در شصت ذراع .

جرين :

أنبار ، مكانى كه محصولات كشاورزى در آن جمع مىشود .

جزاف :

بيع جزاف خريدوفروش بدون پيمانه و وزن .

جزور :

ذبح شتر .

جزيه :

مالياتى كه دولت اسلامى بر أهل ذمه مطابق دارائىشان وضع مىكند .

جعاله :

به تثليث جيم تعهد به پرداخت عوض معلوم در مقابل عمل مشخص ، چه آن كار معلوم باشد يا مجهول با قطع نظر از انجام دهنده كار . التزام به پرداخت عوض معلوم براى انجام عمل معين يا عمل مجهول . احكام جعاله همان احكام اجاره است و در پنج حكم با اجاره اختلاف دارد .

جعل يا جعيله :

عوض در جعاله . أجرتى كه انسان در مقابل انجام كارى مىگيرد .

جلب :

كالايى كه از شهرى به شهرى ديگر برده مىشود .

جلباب :

پيراهن گشادى است كه زنان روى پيراهنشان براى پوشاندن زيورآلاتشان مىپوشند . أحزاب / 59

جلد :

تازيانه زدن به عنوان تنبيه و كيفر خطاكاران .

جمار :

سنگريزه‌هاى كوچكى كه انداخته مىشوند ، مكانهاى مخصوصى در منى كه حاجيان آنها را با سنگريزه‌هايى كه از قبل آماده كرده‌اند با تعداد معينى در اوقات مشخصى مىزنند .