جراد :
ملخ ، خوردن زنده و مرده آن جايز است . أعراف / 133
جرّة :
نشخوار حيوانات كه حكم آن مانند مدفوع حيوان مىباشد .
جرموق :
خف يا موزهاى است كه بر روى موزه پوشيده مىشود و مسح بر آن جايز است .
جريب :
پيمانهاى است به گنجايش 132 ليتر در نزد جمهور و 3 / 161 ليتر در نزد حنفيه و نيز وسيله اندازهگيرى زمين به اندازه اين مقدار از دانهاى است كه در آنجا كاشته مىشود . حاصلضرب شصت ذراع در شصت ذراع .
جرين :
أنبار ، مكانى كه محصولات كشاورزى در آن جمع مىشود .
جزاف :
بيع جزاف خريدوفروش بدون پيمانه و وزن .
جزور :
ذبح شتر .
جزيه :
مالياتى كه دولت اسلامى بر أهل ذمه مطابق دارائىشان وضع مىكند .
جعاله :
به تثليث جيم تعهد به پرداخت عوض معلوم در مقابل عمل مشخص ، چه آن كار معلوم باشد يا مجهول با قطع نظر از انجام دهنده كار . التزام به پرداخت عوض معلوم براى انجام عمل معين يا عمل مجهول . احكام جعاله همان احكام اجاره است و در پنج حكم با اجاره اختلاف دارد .
جعل يا جعيله :
عوض در جعاله .
أجرتى كه انسان در مقابل انجام كارى مىگيرد .
جلب :
كالايى كه از شهرى به شهرى ديگر برده مىشود .
جلباب :
پيراهن گشادى است كه زنان روى پيراهنشان براى پوشاندن زيورآلاتشان مىپوشند .
أحزاب / 59
جلد :
تازيانه زدن به عنوان تنبيه و كيفر خطاكاران .
جمار :
سنگريزههاى كوچكى كه انداخته مىشوند ، مكانهاى مخصوصى در منى كه حاجيان آنها را با سنگريزههايى كه از قبل آماده كردهاند با تعداد معينى در اوقات مشخصى مىزنند .