تلقين كودك ، تلقين محتضر ، تلقين مرده ، تلقين امام در نماز ، تلقين كسى كه اعتراف به حد كرده است ، تلقين شاهد ، تلقين شاگرد .
تلقى الركبان :
به استقبال فروشندگان رفتن قبل از ورود به شهر و آگاهى از قيمت اجناس تا با قيمت كمترى اجناس آنان را خريدارى كند .
تلوّم :
انتظار كشيدن تا آخر وقت .
تمتّع :
بهره بردن از چيزى به گونهاى كه نياز را برآورده كند .
انواع تمتع : 1 - تمتع جنسى 2 - تمتع از چيزهاى مباح 3 - تمتع از محرمات 4 - تمتع در حج 5 - تمتع در احرام 6 - تمتع در نكاح 7 - تمتع زن مطلقه .
احزاب / 28 ، بقره / 196 و 236
تمتمه :
تكرار تاء در نماز .
تمثيل :
در دو معنا به كار مىرود :
1 - زشت نمودن صورت انسان يا حيوان 2 - نمايشنامه .
تمكين :
گردن نهادن و تسليم شدن زن براى شوهر خود جهت تمتع و بهرهمندى مشروع .
تمليك :
انتقال مالكيت مالى از سوى مالك آن به ديگرى .
مائده / 25
تمويه :
آب دادن فلز با طلا و نقره ، روكشكردن .
تمييز :
حالتى است كه كودك به وضعيتى مىرسد كه توانايى تشخيص بين خير و شر و نفع و ضرر را داشته باشد . در چند معنا به كار مىرود :
1 - سن تمييز 2 - تمييز خون حيض از استحاضه و تأثير آن در مشخص كردن وضعيت حيض از استحاضه 3 - تمييز چيزهاى مخلوط و حلال از حرام .
تنجيز :
حلول و تعجيل ، حضور كه بر خلاف تعليق ، اضافه و تأجيل است ، فوريت الناجز بالناجز مراد از آن نقد به نقد است . قطعى شدن ، تحقق آن منوط به ديگرى نباشد .
تنجيم
؛ 1 - ستارهشناسى 2 - تقسيط مستحقات 3 - استدلال بر رخدادهاى زمينى با حركات ستارگان . نحل / 16