تقادم :
گذشت زمانى كه ادعا پس از آن پذيرفته نمىشود . در نزد مالكيه حوز و حيازت ناميده مىشود ، چون عدم ادعا پس از گذشت زمانى كه مىتواند اقامه دعوا كند به ظاهر بر نداشتن حق دلالت دارد .
تقبيل :
بوسيدن ، محل بوسه يا انسان است يا حيوان يا جماد كه هريك حكمى دارد .
تقسيط :
مال يا پولى را در چند نوبت يا در اوقات مخصوص پرداختكردن .
تقصير :
سهلانگارى در حفظ چيزى ، كوتاهكردن موى سر در هنگام حج و عمره . فتح / 27
تقليد :
داراى معانى متعددى است :
1 - تقليد هدى :
آويختن ريسمان به گردن حيوان در ايام حج . مائده / 2
2 - تقليد چيزى :
يعنى ساختن مانند آن .
3 - تقليد صدا
.
4 - تقليد در احكام فقهى
. تقليد يعنى پيروى از ديگرى بدون دليل . عمل به فتواى مجتهد در فروعات شرعى .
تقليم الأظافر :
ناخن چيدن .
تقوى : يك صفت درونى است كه انسان را بر انجام اوامر الهى و دورى از نواهى وادار مىكند .
بقره / 197 ، مائده / 2
تقوّم :
مالى كه شرعا بهره بردن از آن مباح است .
تقويم :
داراى دو معنى است :
1 - تعيين نرخ و بهاى چيزى 2 - تعيين روزها و ماهها .
تقويم شرعى : براى مشخصكردن زمانهاى شرعى مانند عدهء مطلقه و زمان توقف در عرفه و مانند آن به كار برده مىشود .
تقيّه :
آنچه كه انسان به آن معتقد نيست و يا حلال نمىداند اما براى حفظ جان خود آن را انجام مىدهد .
تقيه براى پيامبران جايز نيست ، أحزاب / 39 ولى براى غير پيامبران براى كسانى كه حجت نيستند در هنگام ضرورت جايز است .
آل عمران / 28