تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠

تقادم :

گذشت زمانى كه ادعا پس از آن پذيرفته نمىشود . در نزد مالكيه حوز و حيازت ناميده مىشود ، چون عدم ادعا پس از گذشت زمانى كه مىتواند اقامه دعوا كند به ظاهر بر نداشتن حق دلالت دارد .

تقبيل :

بوسيدن ، محل بوسه يا انسان است يا حيوان يا جماد كه هريك حكمى دارد .

تقسيط :

مال يا پولى را در چند نوبت يا در اوقات مخصوص پرداخت‌كردن .

تقصير :

سهل‌انگارى در حفظ چيزى ، كوتاه‌كردن موى سر در هنگام حج و عمره . فتح / 27

تقليد :

داراى معانى متعددى است :

1 - تقليد هدى :

آويختن ريسمان به گردن حيوان در ايام حج . مائده / 2

2 - تقليد چيزى :

يعنى ساختن مانند آن .

3 - تقليد صدا

.

4 - تقليد در احكام فقهى

. تقليد يعنى پيروى از ديگرى بدون دليل . عمل به فتواى مجتهد در فروعات شرعى .

تقليم الأظافر :

ناخن چيدن . تقوى : يك صفت درونى است كه انسان را بر انجام اوامر الهى و دورى از نواهى وادار مىكند . بقره / 197 ، مائده / 2

تقوّم :

مالى كه شرعا بهره بردن از آن مباح است .

تقويم :

داراى دو معنى است : 1 - تعيين نرخ و بهاى چيزى 2 - تعيين روزها و ماه‌ها . تقويم شرعى : براى مشخص‌كردن زمانهاى شرعى مانند عدهء مطلقه و زمان توقف در عرفه و مانند آن به كار برده مىشود .

تقيّه :

آنچه كه انسان به آن معتقد نيست و يا حلال نمىداند اما براى حفظ جان خود آن را انجام مىدهد . تقيه براى پيامبران جايز نيست ، أحزاب / 39 ولى براى غير پيامبران براى كسانى كه حجت نيستند در هنگام ضرورت جايز است . آل عمران / 28
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 130 | جلال جلالى زاده