تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
شدن ذوفرض مانند دختر و خواهر به وسيله برادر ، خويشاوندان پدرى ، رد مقدارى از تركه كه از صاحبان سهام بيشتر است به خويشاوندان پدرى مثل دختر . عصبه سه قسم است : 1 - عصبه بالذات مثل پسر 2 - عصبه بالغير مثل دختر با پسر 3 - عصبة مع الغير مثل خواهر أبوينى با دختر يا خواهر پدرى .

تعفير :

خاك‌آلودكردن .

تعفّف :

خوددارى و دست كشيدن از چيزى . بقره / 273

تعقّب :

پيگيرى براى آشكاركردن ضعفها .

تعلّى :

حق استفاده از طبقه بالاى ساختمان .

تعليق :

معلق‌كردن انجام يا حصول أمرى بر انجام يا حصول امرى ديگر .

تعليل :

بيان وصفى كه حكم به آن تعلق گرفته است .

تعوّذ :

گفتن أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم .

تعيير :

طعنه زدن .

تغريب :

تبعيدكردن .

تغليظ :

سخت‌گيرىكردن ، تغليظ در گناه ، مجازات ، سوگند و ضمانت است . تفرق صفقه يا

تبعيض صفقه :

حكم عقد شامل همه معقودعليه نشود ، مثل فروختن خمر با سركه . آل عمران / 159

تفخيذ :

قرار دادن آلت تناسلى در بين رانهاى زن ، تفخيذ زن أجنبى حرام است اما زنا محسوب نمىشود .

تفريع :

استنباط احكام فرعى .

تفليج :

سوهان زدن دندانها و ايجاد فاصله در بين آنها بخاطر زينت كه حرام است .

تفليس :

بازداشتن مفلس از تصرف در اموال خويش توسط حاكم شرع .

تفويض :

كارى را به ديگرى سپردن و واگذاركردن . غافر / 44

تفويض بضع :

نكاح بدون ذكر مهر .

تقابض :

تحويل گرفتن مال و قيمت در مجلس عقد به وسيله طرفين عقد .