شدن ذوفرض مانند دختر و خواهر به وسيله برادر ، خويشاوندان پدرى ، رد مقدارى از تركه كه از صاحبان سهام بيشتر است به خويشاوندان پدرى مثل دختر .
عصبه سه قسم است : 1 - عصبه بالذات مثل پسر 2 - عصبه بالغير مثل دختر با پسر 3 - عصبة مع الغير مثل خواهر أبوينى با دختر يا خواهر پدرى .
تعفير :
خاكآلودكردن .
تعفّف :
خوددارى و دست كشيدن از چيزى . بقره / 273
تعقّب :
پيگيرى براى آشكاركردن ضعفها .
تعلّى :
حق استفاده از طبقه بالاى ساختمان .
تعليق :
معلقكردن انجام يا حصول أمرى بر انجام يا حصول امرى ديگر .
تعليل :
بيان وصفى كه حكم به آن تعلق گرفته است .
تعوّذ :
گفتن أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم .
تعيير :
طعنه زدن .
تغريب :
تبعيدكردن .
تغليظ :
سختگيرىكردن ، تغليظ در گناه ، مجازات ، سوگند و ضمانت است . تفرق صفقه يا
تبعيض صفقه :
حكم عقد شامل همه معقودعليه نشود ، مثل فروختن خمر با سركه .
آل عمران / 159
تفخيذ :
قرار دادن آلت تناسلى در بين رانهاى زن ، تفخيذ زن أجنبى حرام است اما زنا محسوب نمىشود .
تفريع :
استنباط احكام فرعى .
تفليج :
سوهان زدن دندانها و ايجاد فاصله در بين آنها بخاطر زينت كه حرام است .
تفليس :
بازداشتن مفلس از تصرف در اموال خويش توسط حاكم شرع .
تفويض :
كارى را به ديگرى سپردن و واگذاركردن . غافر / 44
تفويض بضع :
نكاح بدون ذكر مهر .
تقابض :
تحويل گرفتن مال و قيمت در مجلس عقد به وسيله طرفين عقد .