تشبه :
همانند بودن در امور مادى مانند لباس و مثل آن ، كه آن پسنديده است يا نكوهيده .
تشجير :
درختكارى .
تشذيب :
پيراستن و قطع شاخه و برگ درختان .
تشميت :
تشميت عطسهكننده :
دعاى خير براى عطسهكننده مانند گفتن « يرحمك اللّه » .
تشهّد :
داراى دو معناست : 1 - گفتن شهادتين 2 - قرائت دعاى مخصوص در نماز . آل عمران / 18
تشهير :
إشاعهء ضعف أفراد در بين مردم .
تشوّف :
جلبتوجه كردن ، گاهى خود را نشان دادن و گاهى خود را گمكردن تا توجه بيننده را به سوى خود جلب كند .
تشويه :
زشت نشان دادن چيزى و تغيير شكل آن ، غيرواقعى نماياندن وضعيتى براى فريب كسى .
تصرف عدوانى :
تصرف در مال غير بدون اذن مالك و قانون .
تصريه :
شير حيوان را براى مدتى ندوشند تا پستانش پر از شير شود و سپس آن را در معرض فروش گذارند و مشترى را فريب دهند .
بيع مصراة
تصفير :
سوت كشيدن .
تصفيق :
كف زدن ، كف زدن در هنگام نماز براى آگاهى يا هشدار و در خارج از نماز جائز است .
تصوف :
صداقت با خداوند ، آزادى از سيطره دنيا و رفتار نيكو با مردم .
تضبيب :
بند زدن ظروف شكسته .
تطارح الدينين :
صرف آنچه در ذمه است تا دو ذمه باهم تبرئه شوند .
تطفيف :
كمفروشى ، سر پيمانه را اندكى خالى گذاشتن و به مشترى دادن . مطففين / 1
تطوع :
تقرب جستن به خداوند به وسيله عبادتهايى كه واجب نيستند .
تطيّب :
به كار بردن مواد خوشبو تا اثر آن در لباس يا بدن ظاهر شود كه بر محرم حرام است اما قبل از