تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤

ترتيب :

چيزى را در مكانى كه براى آن مشخص شده است قرار دهند . مثل ترتيب در عبادات ، در جمع نمازها ، در قضاى عبادات ، در صفهاى نماز ، در تقسيم ارث ، در تقسيم زكات بر مستحقان ، ترتيب اوليا در نكاح ، در كفاره‌هاى واجب ، در دادن فديه به وسيله حاجى متمتع يا قارن .

تربيع :

چهارگوشه‌ى تابوت را بر دوش گرفتن .

ترجيل الشعر :

مو را شانه‌كردن .

ترجيع :

آهسته گفتن شهادتين توسط مؤذن سپس بلند گفتن آنها . تكرار شهادتين به‌طور آهسته .

ترتيل :

با تأنى قرائت‌كردن ، درست و شمرده تلفظكردن كلمات . فرقان / 32 ، مزمل / 4

ترحّم :

گفتن « رحمه اللّه » . توبه / 71

ترخص :

درخواست تخفيف مكلف در انجام حكم تكليفى .

ترخيص :

روا شمردن امر ناروا در وضعيتى خاص .

تردّى :

افتادن و سقوط در يك مكان عميق . مائده / 3 ، ليل / 11

ترضّى :

گفتن « رضى اللّه عنه » گفتن آن براى صحابه مستحب است . مائده / 119 ، توبه / 100

ترك :

عدم انجام كارى كه قادر بر آن است ، ترك اگر با نيت همراه باشد فعل است اما اگر قصد نشود فعل نيست .

ترقيم :

شمارش‌كردن . كهف / 9

ترك :

عدم انجام كارى كه در توان شخص است . ترك واجب مثل ترك دروغ ، حرام : ترك نماز ، مباح ، ترك درخواست دين ، مستحب ، ترك خوردن در راه مكروه ، ترك عمدى بسمله در طهارت .

تركه :

آنچه كه از شخص ميت پس از وفات از مال و كالا برجاى مىماند .

ترمل :

بيوه شدن .

ترويح :

آسايش و استفاده از لذتها براى رفع خستگى و ملالت .

ترويع :

ترساندن كسى با رفتار غير متعارف . هود / 74