تزاحم :
وارد شدن و ازدحام عدهاى از حقوق يا اشخاص بر يك محل و عدم گنجايش آن محل براى آنها .
انواع تزاحم : در مصرف ، در استحقاق ، ترجيح در تزاحم ، تزاحم مردم .
تزكيه :
اصلاح ؛ بر دو قسم است :
1 - تزكيه نفس 2 - تزكيه شهود .
بقره / 101
تزييف :
تقلب در پول رايج مملكت اسلامى .
تزوير :
تقليد و همسانسازى و جعل سند ، ناراست نماياندن شيئى و يا امرى به طرف مقابل .
تزوير شهادت يعنى دروغ گفتن كه حرام است ، جعل سند و مهر ، مونتاژ وسايل .
تسبب :
سبب واقع شدن براى زيان رساندن مالى به ديگرى ، تسبيب .
تسبيح :
سبحان اللّه گفتن ، خدا را به پاكى يادكردن . جمعه / 1
تستر :
پوشيدن و پنهانكردن .
تسديد :
پرداختن كامل دين .
تسريح :
طلاق دادن . بقره / 229
تسرّى :
نزديكى با كنيز مملوك .
شروط درست بودن تسرى آن است كه كنيز مال شخص باشد 2 - داراى شوهر نباشد .
تسعير :
تعيين قيمت كالا توسط حكومت و مجبوركردن مردم به رعايت آن در خريدوفروش .
نرخگذارى ، فقها درباره آن اختلاف دارند .
تسليم :
به معناى سلام دادن و تحويل دادن . نور / 61 ، نساء / 65
تسميع :
سمع اللّه لمن حمده گفتن .
تسوّك :
مسواك زدن .
تسميه :
نام خدا را بر زبان آوردن .
تسويد :
داراى دو معنى است : كسى را سيد ( آقا ) خواندن ، چيزى را سياهكردن . سياهكردن صورت در تعزير مكروه است و سياهكردن موى سفيد براى زن و مرد جايز است مگر اينكه قصد فريب ديگران را داشته باشند .
تسويف :
تأخير انداختن .
تشاؤم :
بدون دليل توقع بدى و شر را داشتن .