تحجيل :
شستن بالاتر از آرنج در دستها و كعبين در پاها را گويند .
تحجير :
مشخصكردن قطعهاى از زمين به وسيله سنگ ، حصار كشيدن ، كه آغازى براى احياى زمين است . ايجاد محدوده .
تحرّى :
ظن غالب در جستجوى چيزى هنگامى كه شناخت واقعى آن ممكن نباشد .
تحريش :
تحريك حيوانات بر ضد يكديگر ، به جان هم انداختن آنها .
تحريض :
تشويق بر انجام كارى .
نساء / 84
تحريم :
منعكردن از چيزى .
تحريم يا از سوى شرع است يا بشر و تحريم بشر يا بر خود شخص است يا ديگرى و محرمات يا خودشان حرامند يا به سبب ديگرى .
تحريم داراى آثارى است : 1 - گناه و مجازات 2 - عدم استحقاق عوض بر آن 3 - درست نبودن گرفتن آن 4 - عدم استحقاق بهره آن 5 - حلال نبودن آن . بقره / 173 ، أنعام / 151
تحريمة :
گفتن تكبيرة الاحرام در آغاز نماز و ركنى است كه نماز بدون آن درست نيست .
تحسينيات :
كارهايى هستند كه ضرورى و مورد نياز نيستند ولى پسنديده هستند .
تحصيل :
استخراج طلا و نقره از معدن .
تحصين :
ايجاد مانع كه بر دو قسم است : 1 - ايجاد موانع جنگى 2 - تحصين انسان در مقابل جهل و بىدينى .
تحفيل :
ندوشيدن شير حيوان تا اينكه در پستانهايش جمع شود و براى فريب مشترى است .
تحكيم :
انتخاب داور از سوى طرفين نزاع براى حل نزاع . فرق بين تحكيم و صلح ، در تحكيم حكم قضائى است و تنزل از حق نيست . مائده / 43 ، نساء / 65
تحلل :
خروج از دائره حرمت با انجام عمل مشروع بهگونهاى كه انجام عملى كه بر او حرام بود ، حلال شود . مائده / 2