أنعام :
چهارپايان ؛ حيواناتى كه سم دارند . يونس / 24 ، فرقان / 44
إنفاذ :
اجازه دادن ، إظهار تمايل صاحب حق و موافقت او بر امضاى عقد .
انفاق :
بخشيدن مال براى رسيدن به منفعت مادى يا معنوى ، دنيوى يا أخروى ، تأمين هزينه كسانى كه نفقه آنان بر شخص واجب است .
كهف / 42 ، فاطر / 29
إنفساخ :
برهم خوردن عقد و قرارداد ، فسخ و انحلال عقد و بيع مثل فسخ مبيع با از بين رفتن بيع قبل از تحويل آن به مشترى ، بىاثر شدن كارى خارج از اراده بهوجودآورنده آن .
أنفال :
مالى كه از كافران جنگجو بر اثر جنگ يا بدون جنگ به مسلمانان مىرسد .
دربارهى انفال چند قول است :
1 - غنيمت 2 - فيىء 3 - خمس . أنفال / 1
إنقاذ : نجات دادن . آل عمران / 103
أولاد رضاعى : فرزندانى كه با شرايط خاصى از زنى غير از مادرشان شير خورده باشند .
نساء / 23
أهل الحل و العقد :
صاحبان نفوذ كه در ميان مردم پايگاه دارند مثل عالمان ، رئيسان و معتمدان و در عصر حاضر نمايندگان مردم در مجلس .
أهل ذمه :
أهل كتاب كه در حمايت حكومت اسلامى باشند . توبه / 10
أهلية :
شايستگى پيداكردن انسان براى واجب شدن حقوق مشروع به سود يا زيان او . بودن انسان به گونهاى كه تعلق حكم به او درست باشد .
بر دو قسم است : أهليت وجوب ، أهليت أداء .
أهل رده :
كسانى كه پس از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مرتد شدند .
محمد / 25 ، مائده / 54
أيام البيض :
روزهاى سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه قمرى كه روزه گرفتن در آنها مستحب است .
إهلال بالحج :
لبيك را با صداى بلند گفتن .