غيرملجىء : عبارت از تهديد به چيزى كه اتلاف نفس و عضو در آن نباشد مانند تهديد به زدن و زندانىكردن .
إكراه غيرملجىء :
اكراهى است كه اصل رضا را از بين مىبرد اما اختيار مكره را از او نمىگيرد .
يونس / 99 ، نحل / 106 ، نور / 33
إكسال :
جماعكردن ، وطى بدون إنزال منى كه موجب غسل است .
إلتباس :
پوشيده شدن امر ، إشتباه .
بقره / 42
إلتزام :
متعهد شدن شخص به انجام كارى كه بر او واجب نيست .
إلتفات :
روبرگرداندن به سمت راست يا چپ . هود / 81
إلتقاى ختانين :
نهان شدن حشفه در فرج زن .
إلتواء :
نپرداختن و انكار دين است .
ألثغ :
كسى كه نمىتواند حروف را به خوبى از مخرج آنها تلفظ كند و حروف را عوضى تلفظ مىكند ضاد را به ظا و راء را به غين تبديل مىنمايد .
إلزام :
واجبكردن بر ديگرى .
إمارة :
رياست عاليه در كشور يا يكى از شهرها .
إماميه :
منسوب به امام ، به اهل تشيع اطلاق مىشود كه معتقد به نصب امام از سوى خداونداند .
يس / 12 ، إسراء / 71 ، أنبياء / 73
أمان :
پيمانى است كه با شخص محارب بسته مىشود كه جان و مال و آبرو و دينش از تعدى مصون باشد . دادن تأمين جانى و مالى به دشمن از سوى امام . يوسف / 64
أمانت :
آنچه كه با عقد يا غيرعقد حفظ آن واجب است . نساء / 58 ، معارج / 32
إمتناع :
سرپيچى از انجام كارى .
امتثال :
فرمانپذيرى از مبانى و اصول شريعت اسلامى .
أمرد :
پسرى كه هنوز موهاى صورتش نروئيده باشد .
إمساك :
نگهدارى ، كه داراى انواع و احكامى است ، إمساك روزهدار ، زوجه ، حيوان ، كالا ، پول ، براى جرم ، هزينه در هنگام نياز .
بقره / 229 و 231 ، ملك / 19