ج
جامع
1 - دربرگيرندهء همهء افراد مورد نظر ( - تعريف جامع و مانع ، ص 62 ) .
2 - از اصطلاحاتى كه در قياس فقهى ( - تمثيل ) به كار مىرود . ( - وجه جامع ) ( - تمثيل ، ص 77 ) .
جدل
يكى از صناعات خمس ، و آن صناعتى است كه با مقدمه قرار دادن آنچه در نزد مخاطب مسلّم است ، به نتيجهاى كه مىخواهند دست يابند . پس مادّهء جدل از مسلّمات يعنى از قضايايى كه در نزد خصم مسلم است و از مشهورات فراهم مىآيد . و غرض از آن الزام حريف يا به تناقضگوئى كشاندن او است . بنابراين جدل عبارت است از بحث و پرسش و پاسخى كه بين دو تن جريان مىيابد ، بديننحو كه يكى پيوسته از ديگرى سؤال مىكند و عقيدهء او را دربارهء امرى جويا مىشود و او سؤالها را پاسخ مىدهد .
آنكس كه از عقيدهاى دفاع مىكند ، حافظ وضع يا مجيب ناميده مىشود ، و تمام كوشش او اين است كه الزام نشود .
و غرض سائل آن است كه حافظ وضع را به تناقضگوئى بكشد و از سخنان او محالى لازم آورد و بدين وسيله او را مجاب كند .
و غرض حافظ وضع آن است كه در بنبست نيفتد و به تناقض كشيده نشود .
« قياس جدلى از مقدمات مشهور فراهم مىآيد و استقرائى كه در آن به كار مىرود ، بحسب ظاهر يا بحسب دعوى ، استقراء تامّ است . و البته هر مقدمهء محسوس و مجرّب