« ايجاب چيزى در خارج چيزى را فرع ثبوت آن چيز بود در خارج » ( درّة التاج ، ص 64 ) . « و معدوم از آنروى كه معدوم است متصوّر نيست و نتوان گفت كه از آن روى كه معدوم است متصوّر است . بلكه از آنروى كه او را ثبوتى در ذهن است متصوّر است » ( درّة التاج ، ص 66 ) .
2 - به ايجاب بر چيزى حمل شدن ، براى چيزى ثابت بودن .
ثلاثى
( - قضيهء ثلاثى ، ص 187 ) .
ثنائى
( - قضيهء ثنائى ، ص 187 ) .