اجازه اين بزرگواران مصرف شود .
قاسِطين
قسط با كسر حرف اوّل به معنى عدالت است و با فتح حرف اول به معنى ظلم و منحرفشدن از راه حق است . مفرد آن قاسط ، و جمع آن قاسطين مىآيد . « 1 »
لفظ قاسطين در قرآن به معنى ظلم و انحراف چنين آمده است :
« وَامَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً » « 2 »
اما آنان كه از حق منحرف شدند ، هيزم آتش جهنم خواهند بود .
حضرت على ( ع ) در اين باره مىفرمايد :
فَلَمّا نَهَضْتُ بِاْلَامْرِ نَكَثَتْ طائِفَةٌ وَ مَرَقَتْ اخْرى ، وَ قَسَطَ آخَرُونَ » « 3 »
هنگامى كه نهضتى را به منظور ادارهء امور ملت آغاز كردم ، گروهى پيمان خود را شكستند ( جنگ جمل را به وجود آوردند ) و جمعى از دين خارج شدند ( جبههء نهروان ) و عدّهاى از حق دور شده و راه ظلم را پيش گرفتند . ( جنگ صفين را برافروختند )
در اصطلاح واژهء قاسطين به جبههء معاويه و پيروان او گفته مىشود كه با حضرت على ( ع ) مخالفت كرده و از امام حقّ منحرف شدند و ظالمانه به جنگ با آن حضرت برخاستند « 4 » و نبرد صفين را به راه انداختند .
قاعدين
قعود و قاعد در لغت به معنى نشستن ( در مقابل ايستادن ) زمينگيرشدن ، از ايستادن ناتوان شدن و عدم اهتمام به يك امر . « 5 »
هامش
( 1 ) - المعجمالوسيط ، ج 2 ، ص 437 .
( 2 ) - جن ( 72 ) ، آيهء 15 .
( 3 ) - نهجالبلاغه فيض الاسلام ، خطبه شقشقيه ( 3 ) ، ص 51 .
( 4 ) - مجمع البحرين ، ج 4 ، ص 269 .
( 5 ) - المنجد ؛ و مجمع البحرين ، ماده قعد .