در اصطلاح كسانى كه به شكلى در جبهه جنگ حضور ندارند ، چه از جهت تخلّف و سرپيچى باشد و چه از جهت معاف بودن مانند نابينايان ، زنان ، غيربالغين ، ديوانگان ، پيران ، مريضان ، زمينگيران ، غلامان ، فقيرانى كه توان مالى جهاد را ندارند ، كسانى كه به علت وجوب كفايى به جبهه نرفتهاند ، يا به عذر شرعى مانند منع پدر و مادر از رفتن به جبهه ماندهاند . « 1 » كلمه قاعدين در قرآن كريم در آيهء جهاد آمده است :
« فَضَّلَ اللَّه الُمجاهِدينَ عَلَى الْقاعِديَن اجْراً عظيماً » « 2 »
كسانى كه به جهاد مىروند ، از كسانى كه نرفتهاند ، برترى والايى دارند .
در جملهء ديگرى از همين آيه مىفرمايد :
« لايَسْتَوِى الْقاعِدُونَ مِنَالْمُؤْمِنينَ غَيْرُ اولِى الضَّرَرِ وَ الُمجاهِدوُنَ فى سَبيلِاللَّهِ » « 3 »
آنها كه از مؤمنان عذر شرعى دارند و به جنگ نرفته اند ، غيراز صاحبان ضرر ( مانند مريضى كه جبهه رفتن براى او ضرر دارد ) با روندگان به جهاد در پيشگاه الهى يكسان نيستند .
از اين آيه استنباط مىشود كه فقط صاحبان ضرر كه بكلّى معاف شده اند ، اجرشان با مجاهدان يكى است .
قِتال
قتال مصدر دوّم از باب مفاعله به معنى كشتار و جنگ كردن مىباشد كه در واژه حرب ذكر شد و گاهى به جاى حرب نيز استعمال مىشود .
در اصطلاح به معنى جهاد و جنگ است و فقها تحت عنوان جهاد بحث كردهاند كه مىتوانيد به واژه جهاد مراجعه كنيد .
قرآن كريم مىفرمايد :
« كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى انْ تَكرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ
هامش
( 1 ) - المنجد ؛ و مجمع البحرين ، ماده قعد .
( 2 ) - شرايع الاسلام ، ج 1 ، ص 307 .
( 3 ) - نساء ( 4 ) ، آيهء 95 .
( 4 ) - همان .