تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
برد و سلام و اسمه بعجمية الاندلس بلنتاين و هى التى تسميها عامة المغرب المصاصة و هى الكركوس ( شرح اسماء ، م 213 ) . نام لسان الحمل ترجمهء واژهء يونانى ارنوگلوسون
arnoglosson
است [ ابو ريحان بيرونى ارنغلوسن نوشته است ] . وجه تسميهء غريب بر دو سلام آنست كه مزاجهاى بسيار گرم ( محرور ) را بسيار خنك مىكند و اما كركوس معرب خرگوش فارسى است ( مايرهوف ، م 213 ) . بارهنگ . . عربى لسان الحمل . . گياهى است به ارتفاع هشت تا پنجاه سانتيمتر كه در منطقهء وسيعى از اروپا و آسيا و شمال افريقا و امريكاى شمالى مىرويد . قسمت مورد استفاده اين گياه ، برگ و ريشه و دانه آن است كه در طب عوام به مصارف درمانى عديده مىرسد ( زرگرى ، ج 2 ، ص 712 ) .

لسان العصافير

Les n - ol - as fir
( لا )
Fraxinus excelsior
( فر )
Fruit de frene
لسان العصافير كرمست اندر درجهء دوم و نرم اندر درجهء اول و نزديك بهرى از طبيبان كرمست و خشك اندر درجهء دوم . الابنيه ( بهم 300 ، زل 234 ) لسان العصافير ، به پارسى او را مرغ زبانك گويند و زبان گنجشك گويند . . . و به - سريانى لسناصفرا گويند و سجزيان او را دانماكى [ درست خوانده نمىشود ] كه به پارسى متعارف سرو بود يعنى شاخ حيوان ( ترجمهء صيدنه ، م 11 ) . تخم درخت بده است . . . خفقان بازدارد و قوت مردى بيفزايد ( اغراض ، 625 ) . به فارسى زبان گنجشك نامند درخت او قسمى از درخت دردار و عظيم است . برگش شبيه به برگ بادام و ثمرش عريض و طولانى و متفرق و در جوف هريك دانه‌اى از تخم خربزه درازتر و شبيه به زبان گنجشك و سرخ و مغز او سفيد مايل به زردى با تندى و تلخى و قوتش تا ده سال باقى است ( تحفه ، 232 ) . هو ثمر الدردار و يقال له طالسفر و هو - التجكران و اسمه بعجمية الاندلس فراشته ( شرح اسماء ، م 212 ) . مايرهوف مىنويسد كه طالسفر ( در الابنيه طاليسفر آمده است ) غير از لسان العصافير است . لسان العصافير در واقع ميوه درختى است كه نام علميش در صدر اين گفتار نوشته شده است و اين ميوهء به شكل كپسولى است بيضوى منتهى بيك زبانك و وجه تسميه لسان العصافير و زبان گنجشك از اينجاست ( مايرهوف ، م 213 ) . درخت بده كه مؤلف اغراض به آن اشاره مىكند در لغت بمعنى درخت بىثمر خاصه درخت بيد آمده است ( ر ك : برهان قاطع ) و درخت دردار سابق الذكر همان است كه درخت پشه و به تازى شجرة البق گفته‌اند