تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
است و تيز و قابض است ( ترجمهء صيدنه ، ب 103 ) . گرم و خشك است به درجهء دوم ( اغراض ، 593 ) . نباتى است خار - دار و پرشاخ و برگش باريك و غلاف گل او مثل زيتون و گلش سفيد و در وسط آن چيزى شبيه به موى و ثمرش كه خياركبر نامند از بلوط درازتر و تخم او زرد و با رطوبت . . . و در خرابه‌ها و كوهها بسيار مىباشد ( تحفه ، دهخدا ) . درخت آصف و عامه آن را كبار ( به ضم كاف ) و قبار گويند جمع آن كبار ( به كسر كاف ) و اكبار ( منتهى الارب - اقرب - الموارد ، دهخدا ) . هو القبار و هو اللصف و يقال اصف ( شرح اسماء ، م 197 ) . و كبر به صورت خودرو در مصر و سوريه و فلسطين مىرويد . لغت كبر و كبار بر وزن عطار مأخوذ از يونانى است و ديگر اسامى كه صاحب شرح اسماء ذكر مىكند برگرفته از عبرى و آرامى است ( مايرهوف ، م 197 ) . گياهى است از . . تيره‌اى به نام كبرها
Capparibacees
در حدود 125 گونه از اين گياه شناخته شده كه همه خاردار مىباشند . . . غنچه - هاى نشكفته تمام گونه‌هاى اين گياه را جهت ساختن ترشى به كار مىبرند . . . كبر شوكى قبار ، شوك الحمار ( فرهنگ معين ) .

كبريت

( Kebrit )
( لا )
Sulphurum
( فر )
Soufre
كبريت كرمست و خشك . . . و او نيز ضدى كنذ با هر جانوركى زهر دارذ . . . و اوى از سه كونه بوذ سرخ و زرد و سبيذ . الابنيه ( بهم 274 ، زل 209 ) چشمهء روان است چون آب او منجمد شود لون او متغير شود و در بعضى مواضع سپيد باشد و در بعضى زرد بود و بعضى از او تيره‌رنگ بود و چنين گويند كه آنچه او را كبريت احمر گويند معدنى است چنان كه جوهر زر و نقره . . . و معدن او از پس بلاد تبت است . . . و كبريت را به لغت پارسى گوگرد گويند و بسريانى كبريتا گويند . . . و كبريت پارسى به لون سپيد بود و محمد زكريا گفته است كه كبريت احمر در افواه مذكور است اما حقيقتى ندارد ( ترجمهء صيدنه ، ب 103 ) . گوگرد است ( اغراض ، 624 ) . به فارسى گوگرد نامند . . . و چهار قسم مىباشد . يكى سرخ شفاف و لامع او را و كبريت احمر نامند و يكى زرد و مايل بسبزى و او را مصطكاوى و اصابعى نامند و يكى سفيد و مسمى به گوگرد فارسى است و قسم چهارم مايل به كبودى و او را كبريت اسود و كدر نامند . . . و بهترين او احمر است و به اصطلاح اهل كيميا اكسير مصنوع در غايت سرخى و مسمى به گوگرد احمر است نه معدنى ( تحفه ، 215 ) . لفظى است عربى كه در عبرى غفريث به ضم غين گويند . پيش از رواج طب جديد
فرهنگ داروها و واژه نامه هاى دشوار ( يا تحقيق درباره كتاب الأبنية عن حقائق الأدوية لموفق الدين أبو منصور الهروى 365 ه — صفحة 317 | منوچهر اميرى