ترهء تابستانى
( Le poireau )
همان است كه به فرانسه
Potager
گويند ( بهرامى معادل فارسى آن را تره صحرائى نوشته است ) . سبزى خوردنى معروف كه گندنا و تره گويند ( بهمنيار ، 267 ) .
كرباسو
( ر ك : اشنه )
كربش
( Karbas ? )
رماد مارويت . . . وى را بخراسان كربش خوانند و كرباسه نيز كويند .
الابنيه ( بهم 196 ، زل 136 )
كرباسو ، مارمولك ، چلپاسه ( ر ك :
« كرباسه » مذكور در بخش دوم كتاب ) .
كرسنه
( Karsane )
( لا )
Vicia ervillia
( فر )
Ers ervillier
الابنيه ( بهم 261 ، زل 198 )
دانهايست به هيأت علك ماند . . . به مقدار خردتر است از علك . . . خاكفام بود به زردى مايل و مزه او نيز به ماش ماند . . .
به دانهء آبى ماند . . . او را گاو بيشتر خورد و يك نوع سپيد است و اين نيكوتر باشد از زرد و سرخ ( ترجمهء صيدنه ، ب 105 ) . اسم عجمى نوعى از جلبان است و به فارسى گاودانه نامند و به عربى حب البقر گويند و آن دانهايست مدور قريب به نخودى و تيرهرنگ مايل به سرخى و تلخى و تندى و غير مأكول است ( تحفه ، 219 ) . هى الكسنا ( شرح اسماء ، م 185 ) . لغت كرسنه كه با تشديد نون هم آمده است مأخوذ از واژهء عبرى كرشينه يا آرامى كرشنا است و اين دو ظاهرا مأخوذ از كرشنه سانسكريت است بمعنى سياه . اين نام در فارسى به هيأت كشنك بر وزن زردك ، كشنك بر وزن اردك كشنه به همان وزن و كشنى بر وزن اضحى و كسنى به همان وزن درآمده است ( مايرهوف ، م 185 ) . در فرهنگ معين ذيل گاودانه چنين آمده است :
گياهى است از تيرهء پروانهداران و از دستهء پيچها . . . گلهاى اين گياه كوچك و غلاف ميوهاش نيز كوچك و اغلب شامل دو دانه از گياهان خوب علوفهاى است و دانهاش جهت تغذيه نيز مورد استفاده قرار مىگيرد ، مشنگ گاوى . . .
كرسنه . . . حب البقر .
نيز ر ك : جلبان .
كرفس
( Karafs )
( لا )
Apium celleri
( فر )
Ache
كرفس كرم و خشكست اندر درجهء دوم . . . كرفس رومى را فطراساليون خوانند .
الابنيه ( بهم 262 ، زل 199 )
به سير ماند و نوعى ديگر كه بر اطراف او پيوندها بود و لون او سبز باشد و