( ن )
النّائب -
كسى كه قائم مقام ديگرى باشد . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در نائب امر حج بلوغ و عقل و تمكن از انجام حج شرط است .
شرح لمعه ، كتاب حج
النائحة -
زنى كه با شدت و صدا گريه مىكند .
در عرف فقيهان ، زنى را گويند كه گريه و بكاء به مردهها را حرفهء خود ساخته است . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : اجرت و مزد نائحه حرام نيست . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 116
النائم -
كسى كه به وسيلهء خواب ، ديد و شنوايى خود را از دست دهد . مجمع البحرين
موارد استعمال : ديهء مقتول نائم به عهدهء عاقلهء او مىباشد . شرح لمعه ، كتاب ديات
النّاب -
دندانى كه بعد از رباعيه واقع است و سر آن بلند و تيز است . جمع آن انياب است .
شرح لمعه ، ؛ معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در جنايت به ناب پرداخت پنجاه دينار واجب است .
شرح لمعه ، كتاب ديات
النابت -
گياه تازه روييده .
در عرف فقيهان ، مويى را گويند كه اهل خبره روييدن مجدد آنرا تأييد نمايند .
موارد استعمال : در جنايت به موى نابت سر زن ، پرداخت مهر النساء واجب است .
تحرير الوسيله ، ج 2 ، كتاب ديات
النّاذر -
آنكه نذر كرده است ، نذركننده .
موارد استعمال : ناذر بايد عاقل و بالغ و مختار باشد . شرح لمعه ، كتاب نذر
النار -
آتش .
موارد استعمال : نار مطهر چيزى است كه به وسيلهء آن خاكستر و يا دود مىشود .
شرح لمعه ، كتاب طهارت
الناسخ -
زايلكننده . مجمع البحرين
در عرف فقيهان ، آيهاى و حديثى را گويند كه حكم قبلى را از بين ببرد . مجمع البحرين
موارد استعمال : مجتهد بايد ناسخ را از منسوخ بشناسد . شرح لمعه ، كتاب قضاء
النّاسى -
كسى كه امرى را از روى غفلت و فراموشى ترك نمايد . مجمع البحرين
موارد استعمال : ناسى تسليم بايد سجدهء سهو به جا آورد . شرح لمعه ، كتاب صلات
الناشز -
مردى كه در امور واجب از زن اطاعت نكند .
موارد استعمال : زن حق دارد از ناشز حقوق خود را مطالبه نمايد . شرح لمعه ، كتاب نكاح
الناشزة -
زنى كه از جايش بخيزد .
جواهر الكلام
در عرف فقيهان ، زنى را گويند كه در امور واجب از شوهرش اطاعت نمىكند .
شرح لمعه ، كتاب نكاح
موارد استعمال : ناشزه حق قسم ندارد .
تحرير الوسيله ، كتاب نكاح
الناصب -
كسى كه در راه رفتن سخت بكوشد .
در عرف فقيهان ، كسى را گويند كه به دشمنى اهل بيت و شيعيان ايشان تظاهر