مهر المثل -
مهرى كه مردم از روى عادت به مثل اين زن قرار مىدهند .
كشّاف ؛ معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : در صورت اختلاف زوجين در تعيين و عدم مهريه ، منكر سوگند مىخورد و در اين صورت مهر المثل ثابت مىشود . شرح لمعه ، كتاب نكاح
مهر نسائها -
مهرى كه مردم عادتا به دختران هم سن و سال اين زن قرار مىدهند .
موارد استعمال : ازالهء بكارت به وسيلهء انگشت ( افتضاض ) موجب مهر نسائها مىشود . شرح لمعه ، كتاب حدود
مهزول -
لاغر ، ضعيف .
در عرف فقيهان ، حيوانى را گويند كه در كليهء آن پيه نباشد .
موارد استعمال : قربانى در حج غير مهزول بايد باشد . شرح لمعه ، كتاب حج
مهلّل -
كسى است كه جملهء مباركهء « لا إله الّا اللّه » به زبان آورد .
موارد استعمال : با تهليل مهلّل در جاى بلند ساير موجودات با او هم صدا مىشوند .
من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 179
مياسر -
طرف چپ . جمع ميسره است .
مجمع البحرين
موارد استعمال : ميامن صفهاى نماز جماعت بر مياسر آن فضيلت زياد دارد .
الكافى ، ج 3 ، ص 372
ميامن -
طرف راست . جمع ميمنه است .
مجمع البحرين ؛ المنجد
موارد استعمال : ميامن صفهاى نماز جماعت نسبت به مياسر با فضيلتتر مىباشد . الكافى ، ج 3 ، ص 372
ميتة السّوء -
حالت سوء و بدى ( مانند نسيان ذكر الهى ، كفران نعمت خداوند ، احساس درد شديد ) را گويند كه انسان در حال مرگ با آن روبرو مىشود . مجمع البحرين
موارد استعمال : صدقه از انسان ميتة السوء را دفع مىكند . الكافى ، ج 4 ، ص 5
ميتة المأكول -
حيوان حلال گوشت كه بدون ذبح شرعى مرده باشد .
موارد استعمال : جايى كه اكل ميته جايز باشد ميتة المأكول مقدم است .
شرح لمعه ، كتاب اطعمه و اشربه
ميّتين -
دو نفر مرده .
موارد استعمال : يك نماز بر ميّتين كفايت مىكند . جواهر الكلام ، ج 12 ، ص 76
ميراث -
ارث ، ماترك .
در عرف فقها ، 1 ) استحقاق مالى بالاصاله به وسيلهء مرگ ديگرى كه بين آنها نسبت نسبى و يا سببى وجود دارد ميراث ناميده مىشود .
2 ) مالى را گويند كه به وسيلهء مرگ ديگرى مستحق آن مىشود .
موارد استعمال : كتاب الميراث يكى از كتابهاى فقهى است . شرح لمعه ، كتاب ارث
ميراث فاقد الوارث -
اموال متوفايى است كه وارث قانونى ندارد .
موارد استعمال : ميراث فاقد الوارث به امام عليه السّلام داده مىشود . شرح لمعه ، كتاب ارث
ميزاب -
ناودان ، جمع آن ميازيب