مىباشد . حاشيه ؛ شرح لمعه ،
موارد استعمال : نصب ميزاب به خيابان و كوچههاى عمومى جايز نيست .
شرح لمعه ، كتاب صلح ؛ جواهر الكلام
ميل قلبىّ -
رغبت ، محبت نفس .
موارد استعمال : ميلى قلبى قاضى به يكى از طرفين دعوا در صورتى كه در ظاهر آثارى نداشته باشد جايز است . شرح لمعه ، كتاب قضاء
مؤاكلة -
1 ) هم غذا شدن .
موارد استعمال : مؤاكله با محارب تبعيد شده جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب حدود
2 ) در مقابل تأخير بدهى و طلبكارى نكردن چيزى از بدهكار گرفتن است .
موارد استعمال : در روايات از مؤاكله نهى شده است . مجمع البحرين
مؤامرة -
در كارها مشورت كردن .
در عرف فقيهان ، فروشنده و يا خريدار و يا هر دو در عقد بيع شرط نمايند كه با شخص ثالث مشورت خواهند نمود و دستور فسخ و لزوم عقد از ايشان صادر شود ، به اين مشورت مؤامره گويند .
موارد استعمال : مؤامره در عقد بيع جايز است . شرح لمعه ، كتاب متاجر
مؤجّل -
چيزى كه براى آن وقت تعيين شود . مجمع البحرين
در عرف فقيهان ، تعهدى است كه انجام دادن آن مشروط به رسيدن اجل معيّن باشد .
ترمينولوژى حقوق
بيع دين در مقابل مؤجل باطل است .
شرح لمعه ، كتاب دين
مؤخّرة -
عقب انداخته شده .
در عرف فقها ، مقصود از آن عطيهاى است كه شخص مقرر مىدارد پس از مرگش داده شود .
موارد استعمال : مؤخره پس از عطيهء منجزه از ثلث داده مىشود . شرح لمعه ، كتاب وصيت
مؤدّب -
كسى را گويند كه ديگران را تأديب نمايد .
موارد استعمال : اگر در اثر تأديب جنايتى واقع شود مؤدب ضامن است .
شرح لمعه ، كتاب ديات
مؤذّن -
اعلامكننده . مجمع البحرين
در عرف فقها ، كسى است كه در اوقات مخصوص اذان بگويد .
موارد استعمال : از بيت المال حقوق مؤذن پرداخت مىشود . شرح لمعه ، كتاب جهاد
مؤف اللّسان -
كسى كه زبان او آفت زده است .
در عرف فقيهان ، عبارت است از :
1 ) الثغ ( كسى كه در حين قرائت حرفى را به حرف ديگر تبديل مىكند ) ؛ 2 ) تمتام ( كسى كه در قرائت نمىتواند حرف تاء را درست تكلم نمايد ) ؛ 3 ) فأفأ ( كسى كه حرف فاء را نمىتواند قرائت كند ) .
موارد استعمال : اقتداء صحيح اللسان به مؤف اللسان جايز نيست . شرح لمعه ، كتاب صلات
مؤفين -
كسانى كه گرفتار بلاى شديد باشند . جمع مؤف است . مجمع البحرين
در عرف فقها ، كسانى كه در بدن آنها آفت و نقص عضو است ، مؤفين ناميده مىشوند .