در عرف فقيهان ، درخت خرمايى است كه به ديگرى واگذار مىشود كه ميوه آنرا بخورد و سپس به صاحبش برگرداند .
معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : عاريهء حيوان به عنوان منيحه جايز است . شرح لمعه ، كتاب عاريه
من ينعتق عليه -
بردهاى كه به مجرد خريدن قهرا عليه شخص آزاد مىشود .
موارد استعمال : پدر و مادر من ينعتق عليه مىباشند . شرح لمعه ، كتاب عتق
موات -
چيزى كه در آن زندگى و حيات نباشد . قاموس فقهى
در عرف فقيهان ، اراضى بىحاصل را گويند كه در اثر عدم آب و يا در اثر وجود نى و يا آب گرفتگى قابل زراعت نباشد .
موارد استعمال : حكم موات اين است كه احياءكننده مالك آن مىشود .
شرح لمعه ، كتاب احياء موات
مواريث درست -
اموال ارثى است كه مدتهاى متمادى مانده باشند .
در كتابهاى فقهى آمده است كه اختصما فى مواريث درست . طلبة الطلبه ، كتاب الرجوع عن الشهادة
مواقيت -
زمانها و مكانهاى تعيين شده براى كار . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقها ، مكانهايى را گويند كه حاج نمىتواند از آنها بدون احرام بگذرد و بايد از آنها احرام ببندد . معجم لغة الفقهاء
مواقيت شش مورد است : « ذو الحليفه ، حجفه ، يلملم ، قرن المنازل ، عقيق ، ذات عرق . » شرح لمعه ، كتاب حج
مواقيت الصلاة -
وقتهاى نماز .
در شرايع آمده است « المقدمة الثانية فى المواقيت . » شرايع ، كتاب صلات
موانع ارث -
امورى كه موجب محروميت وارث از ارث بشود .
موارد استعمال : كفر و قاتل بودن وارث يكى از موانع ارث است . شرح لمعه ، كتاب ارث
موت الأرض -
به علت عدم رسيدگى و نيزار شدن و آب نداشتن و يا بالا آمدن آب زيرزمين ، زمين بىاستفاده شود . در صورتى كه اين عوامل از اول بوده باشند موت ابتدايى به آن گفته مىشود ، و در صورت عروض بعدى موت عارض ناميده مىشود .
موارد استعمال : در صورت موت ابتدايى احياء زمين جايز است . شرح لمعه ، كتاب احياء موات
موت حتف الأنف -
مرگى كه بدون قتل و ايراد ضرب و جرح واقع مىشود . عربها خيال مىكردند كه روح در حالت عادى از بينى خارج مىشود و در حالت قتل و جرح از محل جنايت بيرون مىآيد .
فقها در كتاب صيد گفتهاند در صورتى كه صيد با موت حتف الأنف بميرد حرام است .
طلبة الطلبه ، كتاب صيد
موثّق -
كسى كه مردم به آن وثوق و اطمينان داشته باشند . مجمع البحرين
در عرف فقيهان ، خبرى است كه ناقلان آن اگرچه امامى نباشند لكن توثيق آنها بين اصحاب حديث منصوص باشد و از جهتى ديگر مشتمل بر ضعف نباشد .