تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
حدث كند ؛ مانند اسم فاعل ، اسم مفعول ، افعل تفضيل . . . . موارد استعمال : مشتق در ما تلبس بالمبدأ حقيقت است . فرهنگ معارف اسلامى

مشرف -

بالا شونده . در عرف فقه ، كسى است كه از طرف وصى به عنوان طراح و صاحب نظر در امر وصيت معين مىشود . موارد استعمال : وصى حق دارد بدون كسب نظر مشرف در امر وصيت اقدامى بكند . شرح لمعه ، كتاب وصيت

مشرق -

جهتى كه خورشيد از آن جهت طلوع مىكند . معجم لغة الفقهاء موارد استعمال : علامت اهل عراق و آنهايى كه در سمت آن‌ها هستند ، در شناخت قبله ، قرار دادن مغرب به طرف راست و مشرق به طرف چپ است . شرح لمعه ، كتاب صلات

مشروط عليه -

كسى كه در عقد عليه او شرطى قرار داده شده است . موارد استعمال : بنابر قولى در صورت عدم وفا به شرط از طرف مشروط عليه فسخ بيع جايز است . شرح لمعه ، كتاب متاجر

مشروط له -

كسى كه در عقد به نفع او شرطى قرار داده شده است . موارد استعمال : مشروط له در خيار شرط مىتواند بيع را فسخ نمايد . شرح لمعه ، كتاب متاجر

مشش -

ارتفاع استخوان به علت اصابت عيب . موارد استعمال : يكى از عيوب مجوز فسخ مشش مىباشد . طلبة الطلبه ، كتاب بيع

مشقّص -

برده‌اى است كه سهمى از آن آزاد شده و هنوز سهم ديگر از آن آزاد نگرديده است . موارد استعمال : عتق مشقّص سرايت مىكند و تمام آن آزاد مىشود . شرح لمعه ، كتاب عتق

مشقص -

نصل سهم ( پيكان تير ) را گويند كه طويل غير عريض باشد . در حديث محرم آمده است كه موهاى خود را با مشقص اصلاح كرد . مجمع البحرين

مشقوق -

كسى كه به مشقت و زحمت افتاده باشد . موارد استعمال : عبدى كه جزيى از آن آزاد شده با تعيين قسط غير مشقوق آزاد مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب عتاق

مشكل -

كار دشوار ، سخت . در عرف فقيهان ، به شخص خنثى كه بول از هر دو مخرج او به‌طور مساوى ( از جهت شروع و انقطاع ) مىآيد مشكل مىگويند . موارد استعمال : ارث خنثاى مشكل با قرعه تعيين مىشود . شرح لمعه ، كتاب ارث

مشوار -

محلّى كه حيوانهاى چهارپا در آن جا به معرض فروش گذاشته مىشوند . موارد استعمال : در كتابهاى فقه آمده است « اياك و الخطب فانّها مشوار كثير العثار . » طلبة الطلبه ، كتاب صلح

مشهود به -

امرى است كه از وقوع آن به وسيلهء شهود خبر داده مىشود . موارد استعمال : يكى از مستندات شهادت