حدث كند ؛ مانند اسم فاعل ، اسم مفعول ، افعل تفضيل . . . .
موارد استعمال : مشتق در ما تلبس بالمبدأ حقيقت است . فرهنگ معارف اسلامى
مشرف -
بالا شونده .
در عرف فقه ، كسى است كه از طرف وصى به عنوان طراح و صاحب نظر در امر وصيت معين مىشود .
موارد استعمال : وصى حق دارد بدون كسب نظر مشرف در امر وصيت اقدامى بكند .
شرح لمعه ، كتاب وصيت
مشرق -
جهتى كه خورشيد از آن جهت طلوع مىكند . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : علامت اهل عراق و آنهايى كه در سمت آنها هستند ، در شناخت قبله ، قرار دادن مغرب به طرف راست و مشرق به طرف چپ است . شرح لمعه ، كتاب صلات
مشروط عليه -
كسى كه در عقد عليه او شرطى قرار داده شده است .
موارد استعمال : بنابر قولى در صورت عدم وفا به شرط از طرف مشروط عليه فسخ بيع جايز است . شرح لمعه ، كتاب متاجر
مشروط له -
كسى كه در عقد به نفع او شرطى قرار داده شده است .
موارد استعمال : مشروط له در خيار شرط مىتواند بيع را فسخ نمايد . شرح لمعه ، كتاب متاجر
مشش -
ارتفاع استخوان به علت اصابت عيب .
موارد استعمال : يكى از عيوب مجوز فسخ مشش مىباشد . طلبة الطلبه ، كتاب بيع
مشقّص -
بردهاى است كه سهمى از آن آزاد شده و هنوز سهم ديگر از آن آزاد نگرديده است .
موارد استعمال : عتق مشقّص سرايت مىكند و تمام آن آزاد مىشود .
شرح لمعه ، كتاب عتق
مشقص -
نصل سهم ( پيكان تير ) را گويند كه طويل غير عريض باشد .
در حديث محرم آمده است كه موهاى خود را با مشقص اصلاح كرد . مجمع البحرين
مشقوق -
كسى كه به مشقت و زحمت افتاده باشد .
موارد استعمال : عبدى كه جزيى از آن آزاد شده با تعيين قسط غير مشقوق آزاد مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب عتاق
مشكل -
كار دشوار ، سخت .
در عرف فقيهان ، به شخص خنثى كه بول از هر دو مخرج او بهطور مساوى ( از جهت شروع و انقطاع ) مىآيد مشكل مىگويند .
موارد استعمال : ارث خنثاى مشكل با قرعه تعيين مىشود .
شرح لمعه ، كتاب ارث
مشوار -
محلّى كه حيوانهاى چهارپا در آن جا به معرض فروش گذاشته مىشوند .
موارد استعمال : در كتابهاى فقه آمده است « اياك و الخطب فانّها مشوار كثير العثار . » طلبة الطلبه ، كتاب صلح
مشهود به -
امرى است كه از وقوع آن به وسيلهء شهود خبر داده مىشود .
موارد استعمال : يكى از مستندات شهادت