به دومين اسب داده مىشود .
شرح لمعه ، كتاب سبق و رمايه
مصلّى -
مكانى كه در آن نماز خوانده مىشود . معجم لغة الفقهاء
موارد استعمال : براى زن حائض مستحب است كه به مقدار وقت نماز در مصلى بنشيند و ذكر بگويد . شرح لمعه ، كتاب صلات
مصمّت -
چيزى كه جوف ندارد .
در عرف فقيهان ، لباس ابريشم را گويند كه خالص باشد .
موارد استعمال : از لباس مصمّت نهى شده است . لسان العرب
مضاجع -
جاى خواب ، جمع مضجع .
موارد استعمال : در موقع نشوز زن ، اول بايد موعظه كرد و سپس در مضجع پشت به آن خوابيد . شرح لمعه ، كتاب نكاح
مضاجعة -
خوابيدن مرد با زن در يكجا و زير يك جامه . مجمع البحرين
موارد استعمال : مضاجعهكنندگان با نظر حاكم شرع تأديب مىشوند . شرح لمعه ، كتاب حدود
مضاربة -
با شمشير يكديگر را زدن .
در فقه ، عقد شركت بين دو نفر است كه در آن مال از يك طرف و كار از ديگرى مىباشد و سهم مشاعى از سود مال به او تعلق يابد . شرح لمعه ، كتاب مضاربه ؛ طلبة الطلبه
موارد استعمال : مضاربه ، عقد جايز است . شرح لمعه ، كتاب مضاربه
مضارّة -
ضرر رساندن .
موارد استعمال : در صورت عتق شريك و لو از روى مضاره باشد سهم ديگر هم خود به خود آزاد مىشود و شريك بايد نصف قيمت را به عنوان غرامت بپردازد .
الاستبصار ، ج 4 ، ص 4
مضامين -
محتوا و محمولهء پستى ، جمع مضمون . معجم لغة الفقهاء
در عرف فقيهان ، نطفه را گويند درحالىكه در اصلاب باشد .
موارد استعمال : بيع المضامين جايز نيست . طلبة الطلبه ، كتاب بيع ؛ مجمع البحرين
مضطرّ -
كسى كه پناه مىبرد . مجمع البحرين
در عرف فقه ، 1 ) كسى كه اضطرار داشته باشد . در موارد زير اضطرار متحقق مىشود .
الف ) ترس تلف شدن . ب ) حدوث و يا زيادى مرض . ج ) ضعف منتهى به عقب ماندن از همراهان سفر .
موارد استعمال : در زمان اضطرار مضطر مىتواند چيز حرام بخورد .
شرح لمعه ، كتاب اطعمه و اشربه
2 ) شخص مكره و مجبور است .
موارد استعمال : از بيع مضطر نهى شده است . مجمع البحرين
3 ) بچهاى است كه بدون پرستار زنده نمىماند .
موارد استعمال : لقيط را مىتواند اخذ كرد به علت اينكه دفع ضرورت مضطر جايز است . شرح لمعه ، كتاب لقطه
مضطربة -
كسى كه دچار اضطراب و لرزان است .
در عرف فقيهان ، زنى كه وقت و يا عدد