تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصطلاحات فقهى ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧

مدقّة القصّار -

چوبى كه قصار ( لباس شوينده ) به وسيلهء آن قماش و غيره را سفيد مىكند . در عبارات فقه ، در كتاب اجاره عنوان مدقة القصار استعمال شده است . طلبة الطلبه ، كتاب اجارات

مدلّس -

كسى كه ديگران را فريب دهد . در عرف فقها ، مردى كه در امر ازدواج با عدم ذكر عيبهايى و يا با ذكر كمالاتى كه عملا وجود ندارد فريب دهد ، به زن اين چنينى مدلّسه گفته مىشود . موارد استعمال : مردى كه در امر ازدواج فريب خورده در ضرر و زيان به مدلس رجوع مىكند . شرح لمعه ، كتاب نكاح

مدلّسة -

زنى كه در امر ازدواج با ذكر كمالاتى و يا با عدم ذكر عيبها فريب دهد . موارد استعمال : زوج در ضرر و زيان ازدواج ، به مدلسه رجوع مىنمايد . شرح لمعه ، كتاب نكاح

مدّ مقود الدّابّة -

كشيدن و گرفتن افسار حيوان . موارد استعمال : مد مقود الدابه غصب به حساب مىآيد و ضمان‌آور است البته در صورتى كه مالك آن سوار نباشد . شرح لمعه ، كتاب غصب

مدمن الخمر -

كسى كه به‌طور مداوم خمر مىخورد . بنابر قولى به كسى گفته مىشود كه بنا دارد هر وقت خمر پيدا شود بخورد و لو اين‌كه هر روز پيدا نكند . موارد استعمال : شهادت مدمن الخمر مردود است . طلبة الطلبه ، كتاب شهادت

مدّة الإستبراء -

مدت زمانى است كه در آن وطى كنيز ( از جلو و عقب ) نبايد انجام شود . موارد استعمال : مدة الاستبراء در كنيزهايى كه مدت حيض آنها نامعلوم است چهل و پنج روز است . شرح لمعه ، كتاب نكاح

مدّة الإستتابة -

مدتى را گويند كه مرتد پس از استتابه حاكم شرع مىتواند تا انتهاى آن مدت توبه را به تأخير بيندازد . موارد استعمال : در مدة الاستتابه فقهاى شيعه دو نظريه دارند : سه روز است و زمانى است كه اميد مىرود مرتد توبه نمايد . شرح لمعه ، كتاب حدود ؛ جواهر الكلام

مدّة التّربّص -

مدتى است كه حاكم شرع براى مرد مهلت داده كه از ايلاء برگردد و با زن خود مجامعت كند و يا به او طلاق دهد . موارد استعمال : مدت تربّص بنابر قولى از زمان شكايت و بنابر قولى ديگر از زمان وقوع ايلاء شروع مىشود . شرح لمعه ، كتاب ايلاء

مدّة المؤاكلة -

مدتى است كه زن و شوهر با رضايت همديگر از يك غذا مىخورند و در منزل واحد زندگى مىكنند . موارد استعمال : بنابر قول مشهور زن براى مدة المؤاكله حق درخواست نفقه ندارد . شرح لمعه ، كتاب نكاح

مدّة المؤامرة -

زمانى كه در آن زمان نظريه و امر شخص ثالث را در مورد فسخ و يا لزوم معامله بگيرد . موارد استعمال : تعيين مدة المؤامره