بهطور مضبوط ضرورت دارد .
شرح لمعه ، كتاب متاجر
مدى الحبشة -
دندان ، ناخن تيز .
قطع اوداج با سنّ ، ظفر ، عظم جايز نيست به علت اينكه آنها مدى الحبشه مىباشد .
طلبة الطلبه ، كتاب صيد
مدين -
بدهكار و طلبكار .
در فقه ، مقصود صاحب دين و طلبكار مىباشد .
موارد استعمال : مدين حق دارد بدهكار موسر را تا پرداخت بدهى از رفتن به جهاد جلوگيرى كند . شرح لمعه ، كتاب جهاد
مديون -
كسى كه به ديگران بدهكار است به او مديون و مدين گفته مىشود .
تحرير الوسيله ، كتاب دين
موارد استعمال : نيت پرداخت دين بر مديون واجب است . شرح لمعه ، كتاب دين
مذاكير -
جمع ذكر ( آلت رجوليت ) . اين جمع مطابق قاعده نيست . ذكور جمع ذكر ( به معناى فحل ) مىباشد . صحاح اللغه
موارد استعمال : تازيانهها به تمام بدن زانى زده مىشود فقط به روى و مذاكير آن نمىزنند . شرح لمعه ، كتاب حدود
مذنّب -
خرمايى است كه از طرف دم شروع به رسيدن كرده است .
طلبة الطلبه ، كتاب ايمان
در حديث است كه پيامبر اسلام مذنّب را دوست نمىداشت . لسان العرب
مذهّب -
چيزى كه عين طلا در آن به كار رود و فقط آب طلا به آن نزنند .
موارد استعمال : شمشير محلّى با آب طلا را با دين عوض كردن جايز است به علت اين كه آن مذهب نيست . طلبة الطلبه ، كتاب صرف
مذى -
آب رقيق و سفيدى است كه در موقع شوخى و بازى با زن از مرد خارج مىشود . طلبة الطلبه ، كتاب طهارت
موارد استعمال : خروج مذى وضو را باطل نمىكند . مجمع البحرين
مرئى -
مجراى خوردنيها و آشاميدنىها به معده است كه به حلقوم متصل است .
قطع مرئى و حلقوم و دجين در ذبيحه واجب است . شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه
مرئيى -
1 ) به مجراى طعام و آب از حلقوم مرئيى مىگويند . طلبة الطلبه ؛ شرح لمعه
موارد استعمال : قطع مرئيى در ذبح شرط است . شرح لمعه ، كتاب صيد و ذباحه
2 ) طعام گوارا و خوش عاقبت .
موارد استعمال : به كسى كه غذا مىخورد و يا چيزى مىنوشد گفتن جملهء زير مستحب است :
« هَنِيئاً مَرِيئاً »
. معجم لغة الفقهاء
مرآة -
آينه . مجمع البحرين
موارد استعمال : بنابر قولى روشنايى چشم جانى به عنوان قصاص به وسيلهء مرآت به طريق زير معلوم مىشود :
پنبهء تر روى چشم مىگذارند و او را مجبور مىكنند كه با چشم به آينهء مقابل آفتاب قرار داده نگاه كند . شرح لمعه ، كتاب قصاص
مرابحة -
كالاى ديگرى را با سود خريدن .
در عرف فقيهان ، بيعى است كه براساس رأس المال و سود ويژه واقع شود و به